glucinum

[ایالات متحده]/ˈɡluːsɪnəm/
[بریتانیا]/ˈɡluːsɪnəm/

ترجمه

n. بریلیوم (یک عنصر)

عبارات و ترکیب‌ها

glucinum oxide

اکسید گلوسینیم

glucinum sulfate

سल्फات گلوسینیم

glucinum chloride

کلرید گلوسینیم

glucinum carbonate

کربنات گلوسینیم

glucinum hydroxide

هیدروکسید گلوسینیم

glucinum fluoride

فلورید گلوسینیم

glucinum nitrate

نیترات گلوسینیم

glucinum phosphate

فسفات گلوسینیم

glucinum silicate

سیلیکات گلوسینیم

glucinum metal

فلز گلوسینیم

جملات نمونه

glucinum is a rare element used in some alloys.

گلوسینیوم یک عنصر نادر است که در برخی آلیاژها استفاده می‌شود.

scientists are studying the properties of glucinum.

دانشمندان در حال مطالعه خواص گلوسینیوم هستند.

glucinum can enhance the strength of metals.

گلوسینیوم می‌تواند استحکام فلزات را افزایش دهد.

in industry, glucinum is often combined with copper.

در صنعت، گلوسینیوم اغلب با مس ترکیب می‌شود.

glucinum compounds are used in various applications.

ترکیبات گلوسینیوم در کاربردهای مختلف استفاده می‌شوند.

researchers discovered new uses for glucinum in electronics.

محققان کاربردهای جدیدی برای گلوسینیوم در الکترونیک کشف کردند.

glucinum is important in the aerospace industry.

گلوسینیوم در صنعت هوافضا مهم است.

the melting point of glucinum is relatively low.

نقطه ذوب گلوسینیوم نسبتاً پایین است.

glucinum is often overlooked in discussions about metals.

گلوسینیوم اغلب در بحث‌ها در مورد فلزات نادیده گرفته می‌شود.

understanding glucinum's characteristics is critical for engineers.

درک ویژگی‌های گلوسینیوم برای مهندسان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید