antarctica

[ایالات متحده]/ænt'ɑ:ktikə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاره‌ای که در قطب جنوب واقع شده است

عبارات و ترکیب‌ها

journey to antarctica

سفر به قطب جنوب

research in antarctica

تحقیقات در قطب جنوب

antarctica's wildlife

جانوران قطب جنوب

exploring antarctica

کاوش در قطب جنوب

antarctica's isolation

انزوا در قطب جنوب

جملات نمونه

scientists are studying climate change in antarctica.

دانشمندان در حال مطالعه تغییرات آب و هوای قطب جنوب هستند.

antarctica is a very cold and icy continent.

قطب جنوب یک قاره بسیار سرد و یخی است.

penguins are native to antarctica.

تماساها بومی قطب جنوب هستند.

the south pole is located in antarctica.

قطب جنوب در قطب جنوب واقع شده است.

antarctica has no permanent residents.

قطب جنوب ساکن دائمی ندارد.

explorers have made many discoveries in antarctica.

کاوشگران اکتشافات زیادی در قطب جنوب انجام داده اند.

the landscape of antarctica is vast and desolate.

مناظر قطب جنوب وسیع و متروک است.

antarctica plays a vital role in regulating global climate.

قطب جنوب نقش حیاتی در تنظیم آب و هوای جهانی ایفا می کند.

international treaties protect antarctica's environment.

معاهدات بین المللی از محیط زیست قطب جنوب محافظت می کند.

antarctica is a continent of extremes.

قطب جنوب قاره ای با شرایط سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید