make a wish
یک آرزو کن
well wishes
آرزوی سلامتی
wish list
لیست آرزوها
wishful thinking
توهمپردازی
best wishes
آرزوی بهترینها
best wish
بهترین آرزو
wish for
برای خواستن
as you wish
همانطور که دوست دارید
wish you happy
تو رو خوشحال ميکنم
wish i knew
دلم می خواست می دانستم
wish to do
خواستن انجام دادن
wish on
روی آرزو کردن
death wish
تمایل به مرگ
wish away
آرزو کردن دور کردن
wish for the moon.
خواستن ماه.
they wish to become involved.
آنها می خواهند درگیر شوند.
We wish for peace.
ما برای صلح آرزو میکنیم.
a wish to see the world
تمایل به دیدن دنیا
a wish that was equivalent to a command.
حسی که معادل یک فرمان بود.
the donor's wish to remain anonymous.
تمایل اهدا کننده به ناشناس ماندن
the wish was the mother of the deed.
خواسته، مادر عمل است.
Eugenie did not wish to overdress.
یوجنی نمیخواست لباس زیادی بپوشد.
wish me good speed.
به من سرعت خوبی بده.
We wish you luck.
برای شما آرزوی موفقیت میکنیم.
I wish it to be clearly understood.
میخواهم به وضوح درک شود.
I wish it were so.
میخواستم اینطور بود.
He did not wish it mentioned.
او نمیخواست که به آن اشاره شود.
I wish them luck.
برای آنها آرزوی موفقیت میکنم.
I wish you to go.
میخواهم شما بروید.
I wish I know.
میخواستم میدانستم.
I wish you a merry Christmas.
کریسمس شاد برای شما آرزو میکنم.
the hypothesis I wish to advance in this article.
فرضیهای که میخواهم در این مقاله مطرح کنم.
make a wish
یک آرزو کن
well wishes
آرزوی سلامتی
wish list
لیست آرزوها
wishful thinking
توهمپردازی
best wishes
آرزوی بهترینها
best wish
بهترین آرزو
wish for
برای خواستن
as you wish
همانطور که دوست دارید
wish you happy
تو رو خوشحال ميکنم
wish i knew
دلم می خواست می دانستم
wish to do
خواستن انجام دادن
wish on
روی آرزو کردن
death wish
تمایل به مرگ
wish away
آرزو کردن دور کردن
wish for the moon.
خواستن ماه.
they wish to become involved.
آنها می خواهند درگیر شوند.
We wish for peace.
ما برای صلح آرزو میکنیم.
a wish to see the world
تمایل به دیدن دنیا
a wish that was equivalent to a command.
حسی که معادل یک فرمان بود.
the donor's wish to remain anonymous.
تمایل اهدا کننده به ناشناس ماندن
the wish was the mother of the deed.
خواسته، مادر عمل است.
Eugenie did not wish to overdress.
یوجنی نمیخواست لباس زیادی بپوشد.
wish me good speed.
به من سرعت خوبی بده.
We wish you luck.
برای شما آرزوی موفقیت میکنیم.
I wish it to be clearly understood.
میخواهم به وضوح درک شود.
I wish it were so.
میخواستم اینطور بود.
He did not wish it mentioned.
او نمیخواست که به آن اشاره شود.
I wish them luck.
برای آنها آرزوی موفقیت میکنم.
I wish you to go.
میخواهم شما بروید.
I wish I know.
میخواستم میدانستم.
I wish you a merry Christmas.
کریسمس شاد برای شما آرزو میکنم.
the hypothesis I wish to advance in this article.
فرضیهای که میخواهم در این مقاله مطرح کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید