banjul

[ایالات متحده]/bɑːnˈdʒʊl/
[بریتانیا]/bahn-jewel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایتخت گامبیا؛ در گذشته به نام باهارست شناخته می‌شد.

عبارات و ترکیب‌ها

travel to banjul

سفر به بانجول

visit banjul, gambia

بازدید از بانجول، گامبیا

جملات نمونه

banjul is the capital of the gambia.

بانجول پایتخت گامبیا است.

many tourists visit banjul every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از بانجول بازدید می‌کنند.

banjul has a rich cultural heritage.

بانجول دارای میراث فرهنگی غنی است.

the market in banjul is very vibrant.

بازار بانجول بسیار پرجنب‌وجوش است.

banjul is located on an island.

بانجول در یک جزیره واقع شده است.

there are many beautiful beaches near banjul.

ساحل‌های زیبا در نزدیکی بانجول وجود دارد.

local cuisine in banjul is delicious.

غذاهای محلی بانجول خوشمزه است.

banjul hosts various cultural festivals.

بانجول میزبان جشنواره‌های فرهنگی مختلف است.

people in banjul are very friendly.

مردم بانجول بسیار خونگرم و دوستانه هستند.

banjul has a unique history worth exploring.

بانجول دارای تاریخچه منحصر به فردی است که ارزش کشف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید