mystery

[ایالات متحده]/ˈmɪstri/
[بریتانیا]/ˈmɪstəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که درک یا توضیح آن دشوار است، چیزی با منشاء یا طبیعت ناشناخته، شخصی که فهم آن دشوار است.
Word Forms
جمعmysteries

عبارات و ترکیب‌ها

murder mystery

معمای قتل

جملات نمونه

the mystery of Christ.

معمای عیسی

The academic mystery is a subgenre of the mystery novel.

معمای دانشگاهی زیرشاخه ای از رمان معمایی است.

an insoluble mystery

یک معمای گره‌کور

a juicy mystery novel.

یک رمان معمایی آبدار.

a tale of mystery and suspense.

داستانی از رمز و تعلیق.

a landscape with mystery and charm.

یک منظره با رمز و راز و جذابیت.

concoct a mystery story.

ساختن یک داستان معمایی.

the art and mystery of .

هنر و رمز و راز .

penetrate the mystery of

به رمز و راز نفوذ کنید

She's a bit of a mystery!

او کمی مرموز است!

the mysteries of outer space.

رازهای فضا.

the mysteries of analytical psychology.

رازهای روانشناسی تحلیلی

he was struck down by a mystery virus.

او در اثر یک ویروس مرموز از پا درامد.

the unknowable mysteries of life.

رازهای غیرقابل شناخت زندگی.

a place of deep mystery and enchantment

مكانی با رمز و راز و جادوی عمیق

the mysteries of Freemasonry; the mysteries of cooking game.

رازهای فراماسونری؛ رازهای پخت بازی.

they were initiated into the mysteries of mathematics.

آنها به رازهای ریاضیات وارد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید