panjabi

[ایالات متحده]/pænˈdʒɑːbi/
[بریتانیا]/pænˈdʒɑbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبان پنجاب
adj. مربوط به پنجاب؛ مربوط به مردم پنجابی

عبارات و ترکیب‌ها

panjabi culture

فرهنگ پنجابی

panjabi language

زبان پنجابی

panjabi music

موسیقی پنجابی

panjabi cuisine

آشپزی پنجابی

panjabi dance

رقص پنجابی

panjabi people

مردم پنجابی

panjabi festivals

جشنواره‌های پنجابی

panjabi attire

پوشش پنجابی

panjabi traditions

آد و رسوم پنجابی

panjabi art

هنر پنجابی

جملات نمونه

she wore a beautiful panjabi at the wedding.

او یک پانجابی زیبا در عروسی پوشید.

he enjoys listening to panjabi music.

او از گوش دادن به موسیقی پانجابی لذت می برد.

panjabi cuisine is known for its rich flavors.

آشپزی پانجابی به خاطر طعم های غنی اش شناخته شده است.

they danced to panjabi beats at the festival.

آنها به ریتم های پانجابی در جشنواره رقصیدند.

she learned to speak panjabi from her grandmother.

او یاد گرفت که از مادربزرگش به زبان پانجابی صحبت کند.

panjabi culture is vibrant and colorful.

فرهنگ پانجابی پر جنب و جوش و رنگارنگ است.

he has a collection of panjabi literature.

او مجموعه ای از ادبیات پانجابی دارد.

they celebrated a panjabi festival together.

آنها یک جشنواره پانجابی را با هم جشن گرفتند.

panjabi traditions are deeply rooted in history.

رسوم و سنت های پانجابی عمیقاً در تاریخ ریشه دارند.

she loves to wear a panjabi suit for special occasions.

او عاشق پوشیدن لباس پانجابی در مناسبت های خاص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید