pokemon battle
مبارزه با پوکمون
catch pokemon
گرفتن پوکمون
trade pokemon
تبادل پوکمون
train pokemon
آموزش پوکمون
pokemon trainer
тренер پوکمون
pokemon cards
کارتهای پوکمون
pokemon game
بازی پوکمون
pokemon team
تیم پوکمون
pokemon world
دunیای پوکمون
pokemon fan
علاقهمند به پوکمون
i play pokemon after school with my brother.
من پس از مدرسه با برادرم بازی پوکمون میکنم.
we watched a pokemon episode during lunch.
ما در زمان ناهار یک قسمت پوکمون را تماشا کردیم.
she collects pokemon cards and trades with friends.
او کارتهای پوکمون جمع میکند و با دوستان تبادل میکند.
he caught a rare pokemon near the lake.
او یک پوکمون نادر را در نزدیکی دریاچه دست گرفت.
they trained their pokemon every day to get stronger.
آنها هر روز پوکمونهایشان را تمرین میدادند تا قویتر شوند.
i battled a friend using my favorite pokemon team.
من با یک دوست جنگیدم با استفاده از تیم پوکمون مورد علاقهام.
we built a balanced pokemon team for the tournament.
ما یک تیم پوکمون متوازن برای مسابقه ساختیم.
she evolved her pokemon after gaining enough experience.
او پس از کسب کافیترین تجربه پوکمونش را تکامل داد.
he traded pokemon with a classmate on the bus.
او در اتو با یک همکلاسی پوکمونها را تبادل کرد.
i raised my pokemon carefully with good items and moves.
من با اقلام و حرکات خوب پوکمونم را با دقت پرورش دادم.
we joined a pokemon tournament and reached the finals.
ما به یک مسابقه پوکمون پیوستیم و به فینال رسیدیم.
she healed her pokemon at the pokemon center before leaving.
او پوکمونش را قبل از رفتن در مرکز پوکمون درمان کرد.
pokemon battle
مبارزه با پوکمون
catch pokemon
گرفتن پوکمون
trade pokemon
تبادل پوکمون
train pokemon
آموزش پوکمون
pokemon trainer
тренер پوکمون
pokemon cards
کارتهای پوکمون
pokemon game
بازی پوکمون
pokemon team
تیم پوکمون
pokemon world
دunیای پوکمون
pokemon fan
علاقهمند به پوکمون
i play pokemon after school with my brother.
من پس از مدرسه با برادرم بازی پوکمون میکنم.
we watched a pokemon episode during lunch.
ما در زمان ناهار یک قسمت پوکمون را تماشا کردیم.
she collects pokemon cards and trades with friends.
او کارتهای پوکمون جمع میکند و با دوستان تبادل میکند.
he caught a rare pokemon near the lake.
او یک پوکمون نادر را در نزدیکی دریاچه دست گرفت.
they trained their pokemon every day to get stronger.
آنها هر روز پوکمونهایشان را تمرین میدادند تا قویتر شوند.
i battled a friend using my favorite pokemon team.
من با یک دوست جنگیدم با استفاده از تیم پوکمون مورد علاقهام.
we built a balanced pokemon team for the tournament.
ما یک تیم پوکمون متوازن برای مسابقه ساختیم.
she evolved her pokemon after gaining enough experience.
او پس از کسب کافیترین تجربه پوکمونش را تکامل داد.
he traded pokemon with a classmate on the bus.
او در اتو با یک همکلاسی پوکمونها را تبادل کرد.
i raised my pokemon carefully with good items and moves.
من با اقلام و حرکات خوب پوکمونم را با دقت پرورش دادم.
we joined a pokemon tournament and reached the finals.
ما به یک مسابقه پوکمون پیوستیم و به فینال رسیدیم.
she healed her pokemon at the pokemon center before leaving.
او پوکمونش را قبل از رفتن در مرکز پوکمون درمان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید