satan

[ایالات متحده]/ˈseɪtn/
[بریتانیا]/ˈsetn../
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیطان؛ دیو.

جملات نمونه

a network of Satan-worshipping cults.

شبکه‌ای از فرقه‌های شیطان‌پرست.

Do not listen to the whispers of Satan, or give way to unbe¬lief and sloth.

به وسوسه‌های شیطان گوش ندهید یا اجازه ندهید که ایمان و تنبلی شما را در بر بگیرد.

The creatures themselves are veiny, scary, and bordering on the grotesque, with Satan-worthy roars.

خود موجودات رگدار، ترسناک و در آستانه عجیب و غریب هستند، با غرش شایسته شیطان.

At the very crisis, when Satan seemed about to triumph, the Son of God came with the embassage of divine grace.

در اوج بحران، زمانی که شیطان به پیروزی نزدیک به نظر می‌رسید، پسر خدا با بشارت فیض الهی آمد.

First, Satan captured us;then he came to dwell in us as the inciter, the instigator, of our sins;

ابتدا شیطان ما را به دام انداخت؛ سپس او به عنوان محرک و عامل گناهان ما در ما ساکن شد.

In Milton’s poem, Satan, even after his fall, dimly reflects his former glory.

در شعر मिल्تون، شیطان، حتی پس از سقوطش، به طور مبهم شکوه سابق خود را منعکس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید