slavonian

[ایالات متحده]/sləˈvəʊ.ni.ən/
[بریتانیا]/sləˈvoʊ.ni.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اسلاوونی یا مردم آن
n. یک شخص یا زبان اسلاوونی

عبارات و ترکیب‌ها

slavonian culture

فرهنگ اسلاونی

slavonian heritage

میراث اسلاونی

slavonian cuisine

آشپزی اسلاونی

slavonian music

موسیقی اسلاونی

slavonian traditions

آد و رسوم اسلاونی

slavonian dialect

لهجه اسلاونی

slavonian landscape

مناظر اسلاونی

slavonian festival

جشنواره اسلاونی

slavonian art

هنر اسلاونی

slavonian history

تاریخ اسلاونی

جملات نمونه

she wore a beautiful slavonian dress at the festival.

او یک لباس اسلاونیایی زیبا در جشنواره پوشید.

the slavonian culture is rich in traditions and history.

فرهنگ اسلاونیایی غنی از سنت‌ها و تاریخ است.

many slavonian folk songs tell stories of the past.

آهنگ‌های محلی اسلاونیایی زیادی داستان‌هایی از گذشته را روایت می‌کنند.

he enjoys collecting slavonian pottery and crafts.

او از جمع‌آوری سفال و صنایع دستی اسلاونیایی لذت می‌برد.

the slavonian landscape is known for its natural beauty.

مناظر اسلاونیایی به دلیل زیبایی طبیعی خود مشهور است.

they celebrated the slavonian harvest festival with music and dance.

آنها جشنواره برداشت محصول اسلاونیایی را با موسیقی و رقص جشن گرفتند.

slavonian cuisine features delicious dishes made from local ingredients.

آشپزی اسلاونیایی شامل غذاهای خوشمزه ای است که از مواد اولیه محلی تهیه شده اند.

we learned about slavonian history during our trip.

ما در طول سفر خود در مورد تاریخ اسلاونیایی یاد گرفتیم.

slavonian festivals attract visitors from around the world.

جشنواره‌های اسلاونیایی بازدیدکنندگان را از سراسر جهان جذب می‌کند.

her family has slavonian roots that they are proud of.

خانواده او ریشه‌های اسلاونیایی دارد که به آنها افتخار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید