abierto

[ایالات متحده]/aˈbjeɾto/
[بریتانیا]/aˈbjerto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه یا کد قرعه‌کشی
adj. در حالت باز؛ بسته نبودن
v. باز کردن؛ شروع کردن؛ آغاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cielo abierto

چشم‌های باز

trabajo abierto

باز نگه دارید

campos abiertos

با دستان باز

horizonte abierto

باز بگذارید

camino abierto

corazón abierto

جملات نمونه

the open door welcomed guests into the house.

فروشگاه از ساعت 9 صبح تا 9 بعد از ظهر به صورت روزانه باز است.

she slept with the window open all night.

در اصلی رستوران در ساعات ناهار همیشه باز است.

we sat at an open table near the stage.

لطفا پنجره را برای هوای تازه باز نگه دارید.

there is an open position in the marketing department.

کتابخانه در آخر هفته ها در طول تابستان باز است.

i checked the open envelope on his desk.

بازار تا نیمه شب جمعه ها باز است.

the open road stretched for miles ahead of us.

ذهن خود را به ایده ها و دیدگاه های جدید باز نگه دارید.

children played in the open field behind the school.

فروشگاه 24 ساعت شبانه روزی برای راحتی شما باز است.

the suspect was armed with an open pocket knife.

کافه تا اواخر شب در تعطیلات باز می ماند.

we enjoyed walking through the open forest.

تابلو به وضوح روی ورودی جلویی نوشته شده است "abierto".

the courtroom has an open layout without walls.

رستوران جدید اکنون باز است و رزرو می پذیرد.

we left the open gate for the farmers.

غرفه های بازار در طول آخر هفته جشنواره باز می مانند.

the huge open wound required immediate medical attention.

هنگامی که تهویه هوا روشن است، در را باز نگه دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید