abolishment

[ایالات متحده]/əˈbɒlɪʃmənt/
[بریتانیا]/əˌbɑːlɪʃmɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل لغو یا پایان دادن به چیزی؛ حالت لغو شده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

abolishment of slavery

ابطال برده‌داری

abolishment of tariffs

ابطال تعرفه‌ها

abolishment of restrictions

ابطال محدودیت‌ها

جملات نمونه

the abolishment of slavery was a major victory for human rights.

لغو برده‌داری یک پیروزی بزرگ برای حقوق بشر بود.

there is ongoing debate about the abolishment of the death penalty.

بحث در مورد لغو مجازات اعدام همچنان ادامه دارد.

the abolishment of tariffs could lead to lower prices for consumers.

لغو تعرفه‌ها می‌تواند منجر به کاهش قیمت‌ها برای مصرف‌کنندگان شود.

many countries have supported the abolishment of nuclear weapons.

بسیاری از کشورها از لغو سلاح‌های هسته‌ای حمایت کرده‌اند.

the law brought about the abolishment of outdated regulations.

این قانون منجر به لغو مقررات قدیمی شد.

the company announced the abolishment of its loyalty program.

شرکت اعلام کرد که برنامه وفاداری خود را لغو کرده است.

he advocated for the abolishment of discriminatory policies.

او از لغو سیاست‌های تبعیض‌آمیز حمایت کرد.

the abolishment of traditional practices is often met with resistance.

لغو سنت‌های سنتی اغلب با مقاومت روبرو می‌شود.

the new government proposed the abolishment of several outdated taxes.

دولت جدید پیشنهاد لغو چندین مالیات قدیمی را ارائه داد.

the abolishment of barriers to trade can boost economic growth.

لغو موانع تجاری می‌تواند باعث افزایش رشد اقتصادی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید