abstracto

[ایالات متحده]/æbˈstræktəʊ/
[بریتانیا]/æbˈstræktoʊ/

ترجمه

n.مفهوم انتزاعی

عبارات و ترکیب‌ها

abstractos

انتزاعی

más abstracto

انتزاعی‌تر

muy abstracto

بسیار انتزاعی

concepto abstracto

مفهوم انتزاعی

arte abstracto

هنر انتزاعی

nivel abstracto

سطح انتزاعی

جملات نمونه

the abstracto painting hangs in the modern art museum.

نقاشی انتزاعی در موزه هنر مدرن آویزان است.

abstracto art movement emerged in the early 20th century.

جنبش هنر انتزاعی در اوایل قرن بیستم ظهور کرد.

she specializes in abstracto sculpture.

او در مجسمه‌سازی انتزاعی تخصص دارد.

the abstracto design appeals to minimalist enthusiasts.

طراحی انتزاعی علاقه‌مندان به مینیمالیسم را جذب می‌کند.

abstracto concepts can be difficult to grasp.

مفاهیم انتزاعی می‌تواند درک آن دشوار باشد.

he created an abstracto composition using geometric shapes.

او یک ترکیب انتزاعی با استفاده از اشکال هندسی ایجاد کرد.

the critic described the work as purely abstracto.

منتقد اثر را کاملاً انتزاعی توصیف کرد.

abstracto themes dominate her latest exhibition.

موضوعات انتزاعی نمایشگاه آخرین او را تحت سلطه قرار داده است.

the architect preferred abstracto elements in the building.

معمار عناصر انتزاعی را در ساختمان ترجیح داد.

abstracto thinking is essential in advanced mathematics.

تفکر انتزاعی در ریاضیات پیشرفته ضروری است.

the student struggled with abstracto philosophy.

دانشجو با فلسفه انتزاعی دست و پنجه نرم می‌کرد.

many abstracto artists reject traditional representation.

بسیاری از هنرمندان انتزاعی نمایش سنتی را رد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید