accessories

[ایالات متحده]/[əkˈsɛs(ə)riz]/
[بریتانیا]/[ˌækˈsɛsəriz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلامی که برای تکمیل یا افزایش پوشش یا ظاهر یک فرد استفاده می‌شوند؛ اقلامی که برای زیباتر یا مفیدتر کردن یک وسیله نقلیه استفاده می‌شوند؛ اقلامی که برای افزودن یا بهبود چیزی استفاده می‌شوند
v. برای افزودن یا افزایش

عبارات و ترکیب‌ها

fashion accessories

تجهیزات مد

matching accessories

تجهیزات هماهنگ

buying accessories

خریدن تجهیزات

luxury accessories

تجهیزات لوکس

jewelry accessories

تجهیزات جواهرات

جملات نمونه

she added a scarf and gloves to her winter accessories.

او یک روسری و دستکش به لوازم جانبی زمستانی خود اضافه کرد.

the store sells a wide range of fashion accessories.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از لوازم جانبی مد را می‌فروشد.

he carefully packed his camera accessories for the trip.

او با دقت لوازم جانبی دوربین خود را برای سفر بست.

her jewelry collection includes many beautiful accessories.

مجموعه جواهرات او شامل بسیاری از لوازم جانبی زیبا است.

the bride carried a bouquet adorned with delicate accessories.

عروس دسته گل تزئین شده با لوازم جانبی ظریف را حمل کرد.

car accessories like seat covers and floor mats are available.

لوازم جانبی خودرو مانند روکش صندلی و زیرپاپوش در دسترس هستند.

he purchased new accessories to personalize his phone case.

او لوازم جانبی جدیدی برای شخصی‌سازی قاب تلفن خود خرید.

the designer showcased a new line of accessories for the season.

طراح یک خط جدید لوازم جانبی برای فصل معرفی کرد.

she coordinated her outfit with matching accessories.

او لباس خود را با لوازم جانبی هماهنگ تطبیق داد.

tech accessories, such as phone cases and chargers, are popular.

لوازم جانبی تکنولوژی مانند قاب تلفن و شارژر محبوب هستند.

the accessories aisle was filled with holiday decorations.

راهرو لوازم جانبی با تزئینات تعطیلات پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید