accrual

[ایالات متحده]/əˈkru:əl/
[بریتانیا]/ə'krʊəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشد طبیعی؛ افزایشی که در طول زمان اتفاق می‌افتد.
Word Forms
جمعaccruals

عبارات و ترکیب‌ها

accrual basis

روش حسابداری انباشت

accrual accounting

حسابداری انباشت

accrual method

روش انباشت

accrual date

تاریخ انباشت

جملات نمونه

it was just not capable of giving rise to any fresh cause of action or of postponing the accrual of an existing cause of action for an unliquidated sum.

این فقط قادر به ایجاد یک دلیل جدید برای اقدام یا به تعویق انداختن ایجاد یک دلیل موجود برای مبلغ پرداخت نشده نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید