acetylcholine-related pathways
مسیرهای مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related deficits
کمبودهای مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related signaling
سیگنالدهی مرتبط با آسیتیل کولین
investigating acetylcholine-related
بررسی مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related changes
تغییرات مرتبط با آسیتیل کولین
assessing acetylcholine-related
ارزیابی مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related function
وظایف مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related genes
ژنهای مرتبط با آسیتیل کولین
analyzing acetylcholine-related
تحلیل مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related mechanisms
مکانیسمهای مرتبط با آسیتیل کولین
researchers are investigating acetylcholine-related pathways in alzheimer's disease.
پژوهشگران مسیرهای مرتبط با آسیتیل کولین در بیماری آلزایمر را مورد بررسی قرار می دهند.
the drug's efficacy was linked to its impact on acetylcholine-related neurotransmission.
کارایی دارو به تأثیر آن بر انتقال عصبی مرتبط با آسیتیل کولین مربوط می شود.
understanding acetylcholine-related mechanisms is crucial for developing new therapies.
فهم مکانیزم های مرتبط با آسیتیل کولین برای توسعه درمان های جدید ضروری است.
deficiencies in acetylcholine-related signaling may contribute to cognitive decline.
کمبودهای در سیگنالینگ مرتبط با آسیتیل کولین ممکن است به کاهش عملکرد شناختی منجر شود.
the study focused on acetylcholine-related receptors in the hippocampus.
این مطالعه روی گیرنده های مرتبط با آسیتیل کولین در هیپوکامپ متمرکز شده است.
acetylcholine-related enzymes play a vital role in synaptic function.
آنزیم های مرتبط با آسیتیل کولین نقش حیاتی در عملکرد سیناپس دارند.
genetic variations affecting acetylcholine-related genes were analyzed.
تغییرات ژنتیکی که بر ژن های مرتبط با آسیتیل کولین تأثیر می گذارند، تحلیل شدند.
the team explored acetylcholine-related interactions with other neurotransmitter systems.
تیم بررسی هایی درباره تعاملات مرتبط با آسیتیل کولین با سیستم های انتقال عصبی دیگر انجام داد.
further research is needed to clarify the role of acetylcholine-related processes.
برای روشن شدن نقش فرایندهای مرتبط با آسیتیل کولین، نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد.
the impact of aging on acetylcholine-related function was a key area of investigation.
تأثیر پیری بر عملکرد مرتبط با آسیتیل کولین یکی از زمینه های اصلی تحقیق بود.
acetylcholine-related drugs are commonly used to treat myasthenia gravis.
داروهای مرتبط با آسیتیل کولین به طور گسترده ای برای درمان میاستنی گرavis استفاده می شوند.
acetylcholine-related pathways
مسیرهای مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related deficits
کمبودهای مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related signaling
سیگنالدهی مرتبط با آسیتیل کولین
investigating acetylcholine-related
بررسی مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related changes
تغییرات مرتبط با آسیتیل کولین
assessing acetylcholine-related
ارزیابی مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related function
وظایف مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related genes
ژنهای مرتبط با آسیتیل کولین
analyzing acetylcholine-related
تحلیل مرتبط با آسیتیل کولین
acetylcholine-related mechanisms
مکانیسمهای مرتبط با آسیتیل کولین
researchers are investigating acetylcholine-related pathways in alzheimer's disease.
پژوهشگران مسیرهای مرتبط با آسیتیل کولین در بیماری آلزایمر را مورد بررسی قرار می دهند.
the drug's efficacy was linked to its impact on acetylcholine-related neurotransmission.
کارایی دارو به تأثیر آن بر انتقال عصبی مرتبط با آسیتیل کولین مربوط می شود.
understanding acetylcholine-related mechanisms is crucial for developing new therapies.
فهم مکانیزم های مرتبط با آسیتیل کولین برای توسعه درمان های جدید ضروری است.
deficiencies in acetylcholine-related signaling may contribute to cognitive decline.
کمبودهای در سیگنالینگ مرتبط با آسیتیل کولین ممکن است به کاهش عملکرد شناختی منجر شود.
the study focused on acetylcholine-related receptors in the hippocampus.
این مطالعه روی گیرنده های مرتبط با آسیتیل کولین در هیپوکامپ متمرکز شده است.
acetylcholine-related enzymes play a vital role in synaptic function.
آنزیم های مرتبط با آسیتیل کولین نقش حیاتی در عملکرد سیناپس دارند.
genetic variations affecting acetylcholine-related genes were analyzed.
تغییرات ژنتیکی که بر ژن های مرتبط با آسیتیل کولین تأثیر می گذارند، تحلیل شدند.
the team explored acetylcholine-related interactions with other neurotransmitter systems.
تیم بررسی هایی درباره تعاملات مرتبط با آسیتیل کولین با سیستم های انتقال عصبی دیگر انجام داد.
further research is needed to clarify the role of acetylcholine-related processes.
برای روشن شدن نقش فرایندهای مرتبط با آسیتیل کولین، نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد.
the impact of aging on acetylcholine-related function was a key area of investigation.
تأثیر پیری بر عملکرد مرتبط با آسیتیل کولین یکی از زمینه های اصلی تحقیق بود.
acetylcholine-related drugs are commonly used to treat myasthenia gravis.
داروهای مرتبط با آسیتیل کولین به طور گسترده ای برای درمان میاستنی گرavis استفاده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید