achromatopsia

[ایالات متحده]/ˌæk.rɒm.ætˈɒp.si.ə/
[بریتانیا]/ˌækrəm.ætˈɑːp.si.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت ژنتیکی نادر که با عدم وجود بینایی رنگ مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

achromatopsia patient

بیمار آکروماتوپسی

symptoms of achromatopsia

علائم آکروماتوپسی

achromatopsia causes blindness

آکروماتوپسی باعث نابینایی می‌شود

genetic achromatopsia

آکروماتوپسی ژنتیکی

treating achromatopsia

درمان آکروماتوپسی

living with achromatopsia

زندگی با آکروماتوپسی

diagnosis of achromatopsia

تشخیص آکروماتوپسی

جملات نمونه

achromatopsia is a rare condition affecting vision.

آکروماتوپسی یک وضعیت نادر است که بینایی را تحت تأثیر قرار می دهد.

individuals with achromatopsia experience complete color blindness.

افرادی که آکروماتوپسی دارند، از نظر کامل کور رنگ هستند.

achromatopsia can significantly impact daily life.

آکروماتوپسی می تواند به طور قابل توجهی بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.

scientists are researching treatments for achromatopsia.

دانشمندان در حال تحقیق در مورد درمان های آکروماتوپسی هستند.

achromatopsia is caused by a genetic mutation.

آکروماتوپسی ناشی از جهش ژنتیکی است.

people with achromatopsia may also have other vision problems.

افرادی که آکروماتوپسی دارند ممکن است مشکلات بینایی دیگری نیز داشته باشند.

achromatopsia is not contagious.

آکروماتوپسی مسری نیست.

early diagnosis and support can help individuals with achromatopsia.

تشخیص و حمایت زودهنگام می تواند به افراد مبتلا به آکروماتوپسی کمک کند.

living with achromatopsia requires adaptation and understanding.

زندگی با آکروماتوپسی نیاز به سازگاری و درک دارد.

there are resources available to support people with achromatopsia.

منابعی برای حمایت از افراد مبتلا به آکروماتوپسی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید