actualities

[ایالات متحده]/ˌæktʃuəˈlɪtiz/
[بریتانیا]/ˌækʃuəˈlɪtiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت چیزها همانطور که در واقع وجود دارند؛ واقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

reflect the actualities

بازتاب واقعیت‌ها

consider the actualities

در نظر گرفتن واقعیت‌ها

address the actualities

رسیدگی به واقعیت‌ها

جملات نمونه

his theories didn't align with the current actualities.

تئوری‌های او با واقعیت‌های فعلی همخوانی نداشتند.

the news reports painted a grim picture of the actualities on the ground.

گزارش‌های خبری تصویری ناخوشایند از واقعیت‌های موجود در صحنه ارائه دادند.

it's important to consider both the ideal and the actualities when making decisions.

هنگام تصمیم‌گیری مهم است که هم آرمان و هم واقعیت‌ها را در نظر بگیریم.

the company struggled to adapt to the changing actualities of the market.

شرکت برای سازگاری با واقعیت‌های در حال تغییر بازار دچار مشکل شد.

his understanding of history was based on outdated actualities.

درک او از تاریخ بر اساس واقعیت‌های قدیمی بود.

the new policy took into account the complex actualities of the situation.

سیاست جدید واقعیت‌های پیچیده وضعیت را در نظر گرفت.

we need to be realistic and acknowledge the current actualities.

ما باید واقع‌بین باشیم و واقعیت‌های فعلی را به رسمیت بشناسیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید