perform admirably
اجرا کند به نحو احسن
handle admirably
مدیریت کند به نحو احسن
manage admirably
مدیریت کند به نحو احسن
I thought that he acquitted himself admirably in the meeting.
من فکر کردم که او به خوبی و با شایستگی در جلسه شرکت کرد.
She performed admirably in the school play.
او به خوبی و با شایستگی در نمایش مدرسه اجرا کرد.
He handled the difficult situation admirably.
او به خوبی و با شایستگی با آن وضعیت دشوار برخورد کرد.
The team worked admirably together to complete the project.
تیم به خوبی و با شایستگی برای تکمیل پروژه با هم کار کردند.
She coped admirably with the pressure of the competition.
او به خوبی و با شایستگی با فشار مسابقه کنار آمد.
The students behaved admirably during the school trip.
دانش آموزان در طول سفر مدرسه به خوبی رفتار کردند.
He managed the crisis admirably, keeping calm under pressure.
او بحران را به خوبی مدیریت کرد و در برابر فشار آرامش خود را حفظ کرد.
The chef's dishes were admirably presented and delicious.
غذاهای سرآشپز به خوبی ارائه شده و خوشمزه بودند.
The company's profits have grown admirably over the past year.
در طول سال گذشته، سود شرکت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
She tackled the difficult subject admirably in her research paper.
او به خوبی و با شایستگی موضوع دشوار را در مقاله تحقیقاتی خود مورد بررسی قرار داد.
The team's communication was admirably clear and efficient.
ارتباطات تیم به خوبی واضح و کارآمد بود.
perform admirably
اجرا کند به نحو احسن
handle admirably
مدیریت کند به نحو احسن
manage admirably
مدیریت کند به نحو احسن
I thought that he acquitted himself admirably in the meeting.
من فکر کردم که او به خوبی و با شایستگی در جلسه شرکت کرد.
She performed admirably in the school play.
او به خوبی و با شایستگی در نمایش مدرسه اجرا کرد.
He handled the difficult situation admirably.
او به خوبی و با شایستگی با آن وضعیت دشوار برخورد کرد.
The team worked admirably together to complete the project.
تیم به خوبی و با شایستگی برای تکمیل پروژه با هم کار کردند.
She coped admirably with the pressure of the competition.
او به خوبی و با شایستگی با فشار مسابقه کنار آمد.
The students behaved admirably during the school trip.
دانش آموزان در طول سفر مدرسه به خوبی رفتار کردند.
He managed the crisis admirably, keeping calm under pressure.
او بحران را به خوبی مدیریت کرد و در برابر فشار آرامش خود را حفظ کرد.
The chef's dishes were admirably presented and delicious.
غذاهای سرآشپز به خوبی ارائه شده و خوشمزه بودند.
The company's profits have grown admirably over the past year.
در طول سال گذشته، سود شرکت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
She tackled the difficult subject admirably in her research paper.
او به خوبی و با شایستگی موضوع دشوار را در مقاله تحقیقاتی خود مورد بررسی قرار داد.
The team's communication was admirably clear and efficient.
ارتباطات تیم به خوبی واضح و کارآمد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید