adopter

[ایالات متحده]/ə'dɔptə(r)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. والدین خوانده؛ شخصی که چیزی را می‌پذیرد یا قبول می‌کند.
Word Forms
جمعadopters

عبارات و ترکیب‌ها

animal adopter

پذیرنده حیوانات

جملات نمونه

The adopter MUST promise to let the cats having desex operation, and bring the cats to vet for body check and vaccine injection every year.

ناظر باید قول دهد که اجازه دهد گربه ها عمل جراحی عقیمی انجام دهند و هر سال گربه ها را برای معاینه و واکسیناسیون به دامپزشک ببرد.

The animal shelter is looking for a responsible adopter for the abandoned puppy.

پناهگاه حیوانات به دنبال یک ناظر مسئول برای توله سگ رها شده است.

She decided to become a pet adopter after volunteering at the local animal shelter.

او پس از داوطلب شدن در پناهگاه محلی حیوانات تصمیم گرفت ناظر حیوان خانگی شود.

The adopter went through a thorough screening process before being approved to take the dog home.

ناظر قبل از اینکه اجازه بگیرد سگ را به خانه ببرد، فرایند غربالگری کامل را پشت سر گذاشت.

The adopter signed a contract agreeing to take good care of the rescue cat.

ناظر قراردادی را امضا کرد که در آن قول داده بود از گربه نجات داده شده به خوبی مراقبت کند.

The adopter provided a loving and stable home for the adopted child.

ناظر یک خانه پر از عشق و باثبات برای کودک به سرپرستی گرفته شده فراهم کرد.

The adopter must meet certain criteria set by the adoption agency.

ناظر باید معیارهای خاصی را که توسط آژانس پذیرش تعیین شده است، برآورده کند.

The adopter was overjoyed to finally bring the rescue dog to its forever home.

ناظر از اینکه بالاخره توانست سگ نجات داده شده را به خانه ابدی خود بیاورد بسیار خوشحال بود.

The adopter was asked to provide references as part of the adoption process.

از ناظر خواسته شد تا به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش، مراجع ارائه دهد.

The adopter's decision to adopt a child changed their life in unexpected ways.

تصمیم ناظر برای به سرپرستی گرفتن یک کودک زندگی آنها را به روشی غیرمنتظره تغییر داد.

The adopter felt a deep sense of fulfillment after adopting a rescue animal.

ناظر پس از به سرپرستی گرفتن یک حیوان نجات داده شده، احساس عمیقی از رضایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید