adorablenesses

[ایالات متحده]/əˈdɔːrəblnəsɪz/
[بریتانیا]/əˈdɔːrəblnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن بسیار گویا یا محبوب؛ گویایی بسیار.

جملات نمونه

the baby's countless adorablenesses made everyone fall in love instantly.

بی‌شمار زیبایی‌های نوزاد باعث شد که همه فوراً عاشقش شوند.

her paintings captured the various adorablenesses of rural life.

نقاشی‌های او زیبایی‌های مختلف زندگی روستایی را ثبت کرد.

the kitten's endless adorablenesses entertained us for hours.

زیبایی‌های بی‌پایان گربه‌ی کوچولو ما را به مدت ساعات سرگرم کرد.

the documentary explored the peculiar adorablenesses of endangered species.

مستند زیبایی‌های غریب گونه‌های در معرض خطر را بررسی کرد.

we discovered new adorablenesses in our neighborhood each day.

ما هر روز زیبایی‌های جدیدی در محله‌ی خود کشف می‌کردیم.

the book celebrates the unique adorablenesses of childhood imagination.

کتاب زیبایی‌های منحصر به فرد تخیلات کودکی را جشن می‌گیرد.

his photographs reveal the hidden adorablenesses of urban architecture.

عکس‌های او زیبایی‌های پنهان معماری شهری را آشکار می‌کند.

the museum showcased the diverse adorablenesses of traditional crafts.

موزه زیبایی‌های متنوع هنرهای دستی سنتی را نمایش داد.

she described the countless adorablenesses of her grandchildren with pride.

او با افتخار زیبایی‌های بی‌شماری از پوهای خود را توصیف کرد.

the chef added playful adorablenesses to the dessert presentation.

شکیف زیبایی‌های بازیگوش به نمایش دسر اضافه کرد.

the travel blog highlighted the surprising adorablenesses of remote villages.

وبلاگ سفر زیبایی‌های شگفت‌انگیز روستاهای دورافتاده را برجسته کرد.

teachers appreciate the individual adorablenesses in each student's creative work.

معلمان زیبایی‌های فردی در کارهای خلاقانه هر دانش‌آموز را قدر دانستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید