adrenaline

[ایالات متحده]/ə'drenəlin,-li:n/
[بریتانیا]/əˈdrɛnəlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اپی‌نفرین; محرک; یک افزایش هیجان یا تحریک.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

adrenaline rush

احساس هیجان

adrenaline junkie

معتاد به آدرنالین

جملات نمونه

a sudden surge of adrenaline

یک افزایش ناگهانی آدرنالین

We’ll start with a bit of dancing to get the adrenaline going.

ما با کمی رقص شروع خواهیم کرد تا آدرنالین را تحریک کنیم.

The adrenaline was coursing through his system.

آدرنالین در سیستم او جریان داشت.

He felt a surge of pure adrenaline as he won the race.

وقتی مسابقه را برد، او یک افزایش خالص آدرنالین احساس کرد.

The dryness in my mouth vanished and I could feel the adrenaline flooding my body.

خشکی دهانم از بین رفت و من می توانستم احساس کنم آدرنالین در بدنم جریان دارد.

Methods:Arrhythmias were induced by CaCl 2(SD rats),aconitine(SD rats),ouabin(guinea-pigs) and adrenaline(rabbits)respectively Effects of Rhodiola on these arrhythmiar models were Observe.

روش ها: آریتمی ها با CaCl 2 (SD rats)، آکونیتیت (SD rats)، اوآبین (guinea-pigs) و آدرنالین (خرگوش ها) به ترتیب القا شدند. اثرات رودیولا بر روی این مدل های آریتمی مشاهده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید