advancements

[ایالات متحده]/ədˈvɑːnsmənts/
[بریتانیا]/adˈvɑːnSMənTS/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشرفت، بهبودها یا توسعه‌ها در یک حوزه یا زمینه خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

significant advancements made

گام‌های مهمی برداشته شده است

جملات نمونه

recent advancements in technology have revolutionized communication.

پیشرفت‌های اخیر در فناوری ارتباطات را متحول کرده است.

the company has made significant advancements in developing new drugs.

شرکت دستاوردهای قابل توجهی در توسعه داروها کسب کرده است.

advancements in artificial intelligence are transforming many industries.

پیشرفت‌ها در هوش مصنوعی صنایع متعددی را متحول می‌کند.

these advancements have led to improved efficiency and productivity.

این پیشرفت‌ها منجر به بهبود کارایی و بهره‌وری شده است.

we need to stay ahead of the curve with these advancements in our field.

ما باید با این پیشرفت‌ها در زمینه ما از روند جلوتر باشیم.

advancements in renewable energy are crucial for a sustainable future.

پیشرفت‌ها در انرژی‌های تجدیدپذیر برای آینده‌ای پایدار بسیار مهم هستند.

the advancements in medical technology have saved countless lives.

پیشرفت‌ها در فناوری پزشکی جان‌های بی‌شماری را نجات داده است.

his research focuses on the latest advancements in nanotechnology.

تحقیقات او بر روی آخرین دستاوردهای نانوتکنولوژی متمرکز است.

the team is excited about the potential advancements that lie ahead.

تیم در مورد پتانسیل پیشرفت‌هایی که در پیش است هیجان‌زده است.

these advancements have opened up new possibilities for exploration and discovery.

این پیشرفت‌ها فرصت‌های جدیدی برای اکتشاف و کشف ایجاد کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید