advisers

[ایالات متحده]/ədˈvaɪzərz/
[بریتانیا]/adˈvaɪzərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که مشاوره یا راهنمایی می‌دهند؛ افرادی که مشاوره یا توصیه می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

financial advisers

مشاوران مالی

legal advisers

مشاوران حقوقی

business advisers

مشاوران کسب و کار

career advisers

مشاوران شغلی

academic advisers

مشاوران تحصیلی

appointed advisers

مشاوران منصوب

experienced advisers

مشاوران با تجربه

جملات نمونه

the company has assembled a team of expert advisers.

شرکت تیمی از مشاوران متخصص را گرد هم آورده است.

he sought advice from his financial advisers.

او از مشاوران مالی خود مشورت گرفت.

the government appointed a panel of legal advisers.

دولت یک هیئت از مشاوران حقوقی منصوب کرد.

they listened to the advice of their political advisers.

آنها به توصیه مشاوران سیاسی خود گوش دادند.

experienced advisers can guide you through complex decisions.

مشاوران با تجربه می توانند شما را در تصمیمات پیچیده راهنمایی کنند.

she relied on her business advisers for support and guidance.

او برای حمایت و راهنمایی به مشاوران تجاری خود تکیه کرد.

the company's advisers were instrumental in its success.

مشاوران شرکت در موفقیت آن نقش مهمی داشتند.

he had a network of trusted advisers he could turn to.

او شبکه ای از مشاوران مورد اعتماد داشت که می توانست به آنها مراجعه کند.

the team of advisers worked tirelessly to find a solution.

تیم مشاوران برای یافتن راه حل بی وقفه تلاش کردند.

their advisers helped them navigate the challenges of starting a business.

مشاوران آنها به آنها کمک کردند تا چالش های راه اندازی یک کسب و کار را پشت سر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید