aftershock

[ایالات متحده]/'ɑːftəʃɒk/
[بریتانیا]/'æftəʃɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زلزله ثانویه که پس از شوک اصلی رخ می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

seismic aftershock

زلزله پس لرزه

جملات نمونه

The earthquake was followed by a series of aftershocks.

زمین‌لرزه با مجموعه‌ای از پس‌لرزه‌ها همراه بود.

Residents were warned to be prepared for aftershocks.

به ساکنان هشدار داده شد که برای پس‌لرزه‌ها آماده باشند.

The aftershock rattled the windows in the building.

پس‌لرزه باعث لرزش پنجره‌های ساختمان شد.

Aftershocks can cause further damage to already weakened structures.

پس‌لرزه‌ها می‌توانند به سازه‌های تضعیف‌شده آسیب بیشتری برسانند.

The aftershock measured 4.5 on the Richter scale.

پس‌لرزه 4.5 ریشتر را نشان داد.

People were still feeling the aftershocks days after the initial earthquake.

افراد همچنان پس‌لرزه‌ها را چند روز پس از زمین‌لرزه اولیه احساس می‌کردند.

The aftershock triggered a landslide in the mountainous region.

پس‌لرزه باعث رانش زمین در منطقه کوهستانی شد.

Emergency services were on high alert for aftershocks.

خدمات اورژانس برای پس‌لرزه‌ها در حالت آماده‌باش بالا قرار داشتند.

The aftershock caused panic among the population.

پس‌لرزه باعث وحشت در میان مردم شد.

Seismologists are studying the pattern of aftershocks following the main earthquake.

زمین‌شناسان الگوهای پس‌لرزه‌ها پس از زمین‌لرزه اصلی را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید