agronomist

[ایالات متحده]/əˈ gr ɔnəmɪst/
[بریتانیا]/ə'ɡrɑnəmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص در زراعت
Word Forms

جملات نمونه

The agronomist suggested growing rice on the dried river bed.

متخصص کشاورزی پیشنهاد کرد که برنج در بستر خشک رودخانه کشت شود.

The agronomist conducted experiments to improve crop yields.

متخصص کشاورزی آزمایش‌هایی را برای بهبود عملکرد محصول انجام داد.

The agronomist recommended a new irrigation system for the farm.

متخصص کشاورزی یک سیستم آبیاری جدید برای مزرعه توصیه کرد.

The agronomist analyzed soil samples to determine nutrient levels.

متخصص کشاورزی نمونه‌های خاک را برای تعیین سطح مواد مغذی تجزیه و تحلیل کرد.

The agronomist advised farmers on pest control methods.

متخصص کشاورزی به کشاورزان در مورد روش‌های کنترل آفات توصیه کرد.

The agronomist studied the effects of different fertilizers on plant growth.

متخصص کشاورزی اثرات کودهای مختلف بر رشد گیاهان را مطالعه کرد.

The agronomist specializes in sustainable agriculture practices.

متخصص کشاورزی در زمینه شیوه‌های کشاورزی پایدار تخصص دارد.

The agronomist is conducting research on climate-resilient crops.

متخصص کشاورزی در حال انجام تحقیقاتی در مورد محصولات مقاوم به آب و هوا است.

The agronomist gave a presentation on soil conservation techniques.

متخصص کشاورزی در مورد تکنیک‌های حفظ خاک ارائه ای داد.

The agronomist works closely with farmers to improve agricultural practices.

متخصص کشاورزی به طور نزدیک با کشاورزان برای بهبود شیوه‌های کشاورزی همکاری می‌کند.

The agronomist published a paper on sustainable farming methods.

متخصص کشاورزی مقاله‌ای در مورد روش‌های کشاورزی پایدار منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید