airmen

[ایالات متحده]/ˈɛərmən/
[بریتانیا]/ˈerˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای نیروی هوایی یا پرسنل هوانوردی غیرنظامی.

عبارات و ترکیب‌ها

airmen's duty

وظیفه خدمتی

experienced airmen

خدمتگذاران با تجربه

airmen training

آموزش خدمتی

honor airmen

خدمتگذاران افتخاری

brave airmen

خدمتگذاران شجاع

airmen's sacrifice

فداکاری خدمتی

airmen in action

خدمتگذاران در عمل

loyal airmen

خدمتگذاران وفادار

airmen's skill

مهارت خدمتی

جملات نمونه

the airmen were highly trained and skilled.

خلبانان به شدت آموزش دیده و ماهر بودند.

airmen are responsible for maintaining aircraft.

خلبانان مسئولیت نگهداری هواپیماها را بر عهده دارند.

the airmen received a hero's welcome upon their return.

خلبانان با استقبال قهرمانانه به خانه بازگشتند.

airmen often work long and irregular hours.

خلبانان اغلب ساعت‌های طولانی و نامنظم کار می‌کنند.

the airmen demonstrated exceptional courage during the mission.

خلبانان در طول ماموریت شجاعت فوق العاده ای نشان دادند.

airmen must be physically and mentally fit.

خلبانان باید از نظر جسمی و روانی سالم باشند.

the airmen were deployed to a remote base.

خلبانان به یک پایگاه دورافتاده اعزام شدند.

airmen undergo rigorous training before deployment.

خلبانان قبل از اعزام تحت آموزش‌های شدید قرار می‌گیرند.

the airmen worked closely with ground crews.

خلبانان به طور نزدیک با خدمه زمینی کار می کردند.

airmen play a vital role in national defense.

خلبانان نقش حیاتی در دفاع ملی ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید