airplane

[ایالات متحده]/ˈeəpleɪn/
[بریتانیا]/ˈerpleɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیما، معمولاً با موتورهایی که برای حمل و نقل هوایی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعairplanes

عبارات و ترکیب‌ها

by airplane

با هواپیما

model airplane

هواپیمای مدل

fly an airplane

با هواپیما پرواز کردن

جملات نمونه

a model airplane kit.

یک مجموعه هواپیمای مدل

The airplane drew the enemy's fire.

هواپیما آتش دشمن را به خود جذب کرد.

The airplane cleaved the clouds.

هواپیما از میان ابرها عبور کرد.

saw the contour of the island from the airplane;

جزیره را از هواپیما دیدم;

the queasy lurch of an airplane during a storm.

حرکت ناگهانی و آزاردهنده هواپیما در طول طوفان.

The airplane shuddered in the turbulence.

هواپیما در تلاطم هوا لرزید.

an airplane taxiing down the runway.

یک هواپیما که در حال حرکت در باند فرودگاه است.

following the track of an airplane on radar.

دنبال کردن مسیر هواپیما بر روی رادار;

The airplane climbed to a dizzy height.

هواپیما به ارتفاع سرگیجه‌انگیزی صعود کرد.

The (airplane) flight took three hours.

پرواز (هواپیما) سه ساعت طول کشید.

The airplane will take off at short notice.

هواپیما با هشداری کوتاه پرواز خواهد کرد.

The airplane cracked up in landing.

هواپیما در هنگام فرود خراب شد.

The airplane crashed into the house.

هواپیما به خانه برخورد کرد.

The airplane lifted from the airport.

هواپیما از فرودگاه برخاست.

Flying in an airplane was a new experience for her.

سفر با هواپیما یک تجربه جدید برای او بود.

The pilot crashed the airplane in landing.

خلبان هواپیما را در هنگام فرود خراب کرد.

land an airplane smoothly; land a seaplane on a lake.

به طور ایمن یک هواپیما را فرود آورید؛ یک هواپیمای آبی را بر روی دریاچه فرود آورید.

The huge airplane lifted from the airport.

هواپیمای بزرگ از فرودگاه برخاست.

نمونه‌های واقعی

But some of our favorites are paper airplanes.

اما برخی از مورد علاقه های ما هواپیماهای کاغذی هستند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

He is too young to fly an airplane.

او خیلی کوچک است که بتواند یک هواپیما را پرواز دهد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

I said, " All right, I see an airplane."

گفتم: " باشه، یک هواپیما می بینم."

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

The new airplane looked like a gigantic bird.

هواپیمای جدید مانند یک پرنده غول پیکر به نظر می رسید.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

These aren't paid airplane mechanics or professional repair technicians.

اینها مکانیک های هواپیما یا تکنسین های تعمیر حرفه ای نیستند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Why couldn't Masa have taken an airplane to Sweden?

چرا ماسا نمی توانست با هواپیما به سوئد برود؟

منبع: TED Talks (Video Version) November 2015 Collection

I couldn't drive a bus or fly an airplane.

من نمی توانستم اتوبوس برانم یا هواپیما را پرواز کنم.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

However, they may be just airplanes.

با این حال، آنها ممکن است فقط هواپیما باشند.

منبع: Selected English short passages

" Hey, Rach! You ready to jump out the airplane without your parachute? ? "

"هی، راچ! آیا آماده ای که بدون چتر نجات از هواپیما بپری؟؟"

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

When he was 12, he designed and patented a toy airplane.

وقتی 12 ساله بود، یک هواپیمای اسباب بازی طراحی و ثبت اختراع کرد.

منبع: Reader's Digest Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید