albuminuria

[ایالات متحده]/ˈæl.bjuː.mɪn.jʊəri.ə/
[بریتانیا]/al-byoo-min-YUR-ee-uh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وجود آلبومین در ادرار.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

albuminuria detection

تشخیص آلبومینوری

protein albuminuria test

تست آلبومینوری پروتئینی

presence of albuminuria

حضور آلبومینوری

albuminuria management

مدیریت آلبومینوری

treating albuminuria effectively

درمان موثر آلبومینوری

causes of albuminuria

علت های آلبومینوری

severity of albuminuria

شدت آلبومینوری

monitoring for albuminuria

نظارت بر آلبومینوری

جملات نمونه

albuminuria can be a sign of kidney disease.

آلبومینوری می‌تواند نشانه‌ای از بیماری کلیه باشد.

the patient presented with albuminuria and edema.

بیمار با آلبومینوری و ادم مراجعه کرد.

routine urinalysis can detect albuminuria.

آزمایش ادرار روتین می‌تواند آلبومینوری را تشخیص دهد.

high blood pressure can lead to albuminuria over time.

فشار خون بالا می‌تواند در طول زمان منجر به آلبومینوری شود.

albuminuria is often treated with medication and lifestyle changes.

آلبومینوری اغلب با دارو و تغییرات سبک زندگی درمان می‌شود.

early detection of albuminuria is crucial for preventing kidney damage.

تشخیص زودهنگام آلبومینوری برای جلوگیری از آسیب کلیه بسیار مهم است.

albuminuria can be a symptom of diabetes or other health problems.

آلبومینوری می‌تواند علامتی از دیابت یا سایر مشکلات بهداشتی باشد.

monitoring albuminuria levels is important for managing kidney disease.

نظارت بر سطح آلبومینوری برای مدیریت بیماری کلیه مهم است.

treatment of the underlying cause can often resolve albuminuria.

درمان علت زمینه‌ای اغلب می‌تواند آلبومینوری را برطرف کند.

further testing may be needed to determine the cause of albuminuria.

ممکن است برای تعیین علت آلبومینوری به آزمایشات بیشتری نیاز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید