alfalfa

[ایالات متحده]/æl'fælfə/
[بریتانیا]/æl'fælfə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبدر، که همچنین به عنوان شبدر بنفش شناخته می‌شود، یک گیاه علفی رایج است.
Word Forms
جمعalfalfas

عبارات و ترکیب‌ها

alfalfa sprouts

جوانه شبدر

alfalfa hay

شبدر خرد شده

alfalfa meal

آرد شبدر

جملات نمونه

Alfalfa,apples,cabbages,and onions are widely grown.

شبدر، سیب‌زمینی، کلم و پیاز به طور گسترده کشت می‌شوند.

The dodder is one kind of annual autoecious weed of alfalfa, cosmopolitan weed quarantine object.

کنگی نوعی علف هرز سالانه خودکامل از شبدر است، یک شیء قرنطینه علف هرز جهانی.

The paper analyzes the soil water dynamics and water requirement law of alfalfa,feed maize and ensile maize under 3 kinds of water-saving irrigation conditions through experimental study on the crops.

این مقاله پویایی آب خاک و قانون نیاز به آب شبدر، ذرت خوراک و ذرت علوفه‌ای را تحت 3 نوع شرایط آبیاری صرفه‌جویانه از طریق مطالعه تجربی بر روی محصولات تجزیه و تحلیل می‌کند.

Alfalfa Seeds (Lucerne Medicago Sativa), Persian Clover Seeds (Trifolium Resupinatum, Shaftal), Berseem Clover Seeds, Sesbania Seeds , Guar Seeds , Sorghum Sudan Seeds.

بذر شبدر (لوثرن Medicago Sativa)، بذر چاودر فارسی (Trifolium Resupinatum, Shaftal)، بذر چاودر برسم، بذر سسبانیا، بذر گوار، بذر سورگوم سودان.

The results showed that the internodal length and plant height of alfalfa increased with the auxin content increasing,but the internode number didn′t change obviously.

نتایج نشان داد که طول بین‌گردی و قد گیاه شبدر با افزایش محتوای آوکسین افزایش می‌یابد، اما تعداد بین‌گردهای به طور واضح تغییر نمی‌کند.

She feeds her horses alfalfa every day.

او هر روز به اسب‌هایش شبدر می‌دهد.

The farmer grows alfalfa to feed his livestock.

کشاورز شبدر می‌کارد تا به دام‌هایش غذا دهد.

Alfalfa is commonly used as animal feed in many countries.

شبدر به طور معمول به عنوان خوراک دام در بسیاری از کشورها استفاده می‌شود.

The field was filled with rows of lush alfalfa.

مزرعه پر از ردیف‌های شبدر سرسبز بود.

Alfalfa is known for its high protein content.

شبدر به دلیل داشتن پروتئین بالا شناخته شده است.

The dairy cows graze on alfalfa in the pasture.

گاوهای شیری در مراتع شبدر می‌چرند.

The nutritionist recommended adding alfalfa sprouts to salads.

متخصص تغذیه افزودن جوانه شبدر به سالاد را توصیه کرد.

Alfalfa is a legume that is rich in vitamins and minerals.

شبدر یک حبوبات است که سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

The health food store sells organic alfalfa supplements.

فروشگاه مواد غذایی سالم مکمل‌های شبدر ارگانیک می‌فروشد.

The farmer rotated his crops, planting alfalfa in one field and corn in another.

کشاورز محصولات خود را تناوب داد و شبدر را در یک مزرعه و ذرت را در مزرعه دیگر کاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید