allege

[ایالات متحده]/əˈledʒ/
[بریتانیا]/əˈledʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادعا کردن، تأکید کردن؛ به عنوان دلیلی مطرح کردن.
Word Forms
زمان گذشتهalleged
شکل سوم شخص مفردalleges
صفت یا فعل حال استمراریalleging
قسمت سوم فعلalleged

عبارات و ترکیب‌ها

allege wrongdoing

اتهام سوء رفتار

allege fraud

اتهام تقلب

allege conspiracy

اتهام توطئه

allege defamation

اتهام افترا

جملات نمونه

allege sth. as a reason

ادعای چیزی به عنوان دلیل

an alleged child abuser.

یک فرد متهم به آزار کودک

The defendant alleges temporary insanity.

متهم جنون موقت را ادعا می‌کند.

The Opposition alleged voter intimidation by the army.

احزاب مخالف ارتش را به ترساندن رای دهندگان متهم کردند.

alleged links with insurgent groups.

ارتباطات ادعایی با گروه‌های شورشی

a rich lode of scandal and alleged crime.

یک رگه غنی از رسوایی و جرم ادعایی

so it is alleged, m'lud.

همانطور که ادعا می شود، ای جناب دادرس.

a probe into alleged police corruption;

بررسی فساد ادعایی پلیس

the award was out of all proportion to the alleged libel.

جوایز بسیار بیشتر از افتراهای ادعایی بود.

the revelation of an alleged plot to assassinate the king.

افشای یک طرح ادعایی برای ترور پادشاه

The newspaper alleged the mayor's corrupt practices.

روزنامه شهردار را به اعمال فاسد متهم کرد.

The indictment alleges that the commissioner took bribes.

اتهام‌نامه ادعا می‌کند که مسئول رشوه گرفته است.

In his defense he alleged temporary insanity.

به دفاع از خود، او جنون موقت را ادعا کرد.

he is alleged to have assaulted five men.

ادعا می شود که او به پنج مرد حمله کرده است.

his alleged quest to make it with the world's most attractive women.

جستجوی ادعایی او برای ارتباط با زیباترین زنان جهان

the alleged right of lien led by the bankrupt's solicitor was repelled.

حق وثیقه ادعایی که توسط وکیل ورشکسته هدایت می شد، دفع شد.

The police allege that the man was murdered but they have given no proof.

پلیس ادعا می‌کند که آن مرد کشته شده است، اما هیچ مدرکی ارائه نکرده است.

نمونه‌های واقعی

If you allege something, you should prove it.

اگر ادعایی کنید، باید آن را ثابت کنید.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

Conservatives alleged its search results are biased.

محافظه‌کاران ادعا کردند که نتایج جستجوی آنها جانبدارانه است.

منبع: CNN 10 Student English December 2018 Collection

She alleges that her bag has been stolen.

او ادعا می‌کند که کیفش دزدیده شده است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

A figure far higher than the prosecution had initially alleged.

شکل بسیار بالاتری از آنچه دادستانی در ابتدا ادعا کرده بود.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

" The alleged conduct is shameful and it is unacceptable."

"رفتار ادعایی شرمس‌آور است و قابل قبول نیست."

منبع: AP Listening November 2013 Collection

The storekeeper alleged that the boy had stolen some fruit.

فروشنده ادعا کرد که پسر میوه‌هایی دزدیده است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Ms. Crowley, I'd like to discuss the alleged abuse.

خانم کروئی، می‌خواهم در مورد سوء استفاده ادعایی صحبت کنیم.

منبع: Out of Control Season 3

Police said the alleged shooter was shot and taken into custody.

پلیس گفت که مظنون به تیراندازی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بازداشتگاه منتقل شد.

منبع: CCTV Observations

They allege the Justice Department hasn't really investigated anything here.

آنها ادعا می‌کنند که وزارت دادگستری در اینجا واقعاً هیچ چیز را بررسی نکرده است.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

There have been reports alleged voting irregularities at some polling centers.

گزارش‌هایی مبنی بر وجود تقلب در رای‌گیری در برخی از مراکز اخذ رای وجود داشته است.

منبع: BBC Listening Collection September 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید