alters

[ایالات متحده]/ˈɔːltərz/
[بریتانیا]/ˈöltərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغییرات یا اصلاحاتی در چیزی ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

alters someone's perception

تغییر درک کسی

alters the outcome

تغییر نتیجه

alters the landscape

تغییر چشم انداز

alters one's attitude

تغییر نگرش یک فرد

جملات نمونه

the new law alters voting procedures.

قانون جدید نحوه عملکرد رای گیری را تغییر می دهد.

her illness alters her personality.

بیماری او شخصیت او را تغییر می دهد.

aging alters our physical appearance.

پیری ظاهر فیزیکی ما را تغییر می دهد.

stress can alter your mood.

استرس می تواند حالت شما را تغییر دهد.

the weather alters plans.

هوا برنامه ها را تغییر می دهد.

exercise alters the body's metabolism.

ورزش متابولیسم بدن را تغییر می دهد.

his words alter my perspective.

کلمات او دیدگاه من را تغییر می دهد.

the accident altered her life forever.

حادثه زندگی او را برای همیشه تغییر داد.

time alters our memories.

زمان خاطرات ما را تغییر می دهد.

exposure to sunlight alters skin color.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید رنگ پوست را تغییر می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید