amperage

[ایالات متحده]/ˈæmpərɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈæm.pɚ.ɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرخ جریان برق، که به آمپر اندازه‌گیری می‌شود؛ قدرت جریان الکتریکی.
Word Forms
جمعamperages

عبارات و ترکیب‌ها

amperage reading

خواندن آمپر

check the amperage

بررسی آمپر

adjust the amperage

تنظیم آمپر

amperage requirement

نیاز به آمپر

maximum amperage

حداکثر آمپر

safe amperage limit

حد مجاز آمپر

amperage fluctuation

نوسانات آمپر

amperage gauge

اندازه آمپر

جملات نمونه

the circuit's amperage needs to be adjusted.

جریان مدار باید تنظیم شود.

a multimeter can measure amperage accurately.

یک مولتی متر می تواند جریان را به طور دقیق اندازه گیری کند.

excessive amperage can damage electronic components.

جریان بیش از حد می تواند به قطعات الکترونیکی آسیب برساند.

the battery's amperage determines its power output.

جریان باتری تعیین کننده توان خروجی آن است.

we need to monitor the amperage during operation.

ما باید جریان را در حین کار نظارت کنیم.

the device draws a high amperage when in use.

هنگامی که دستگاه در حال استفاده است، جریان زیادی را مصرف می کند.

he checked the amperage of the wiring before connecting it.

او قبل از اتصال آن، جریان سیم کشی را بررسی کرد.

the solar panel generates a certain amperage based on sunlight.

پنل خورشیدی بر اساس نور خورشید، جریان مشخصی تولید می کند.

understanding amperage is crucial for electrical safety.

درک جریان برای ایمنی الکتریکی بسیار مهم است.

the circuit breaker trips when the amperage exceeds its limit.

هنگامی که جریان از حد آن بیشتر شود، کلید مدار قطع می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید