amperes

[ایالات متحده]/ˈæmpɪərz/
[بریتانیا]/amˈpɛr z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد جریان الکتریکی، برابر با جریانی معادل یک کولن بار در ثانیه.

عبارات و ترکیب‌ها

measure in amperes

اندازه گیری به آمپر

amperes per second

آمپر در ثانیه

ampere-hour capacity

ظرفیت آمپر ساعت

varying amperes requirement

نیاز به آمپر متغیر

overload in amperes

اضافه بار به آمپر

peak amperes draw

جریان اوج آمپر

جملات نمونه

the circuit requires 12 amperes of current.

مدار به 12 آمپر جریان نیاز دارد.

the battery can deliver up to 5 amperes.

باتری می تواند تا 5 آمپر را تامین کند.

we measured the current in amperes using an ammeter.

ما جریان را با استفاده از آمپرمتر بر حسب آمپر اندازه گیری کردیم.

the device operates at 10 amperes.

دستگاه با 10 آمپر کار می کند.

excessive current can damage the circuit in amperes.

جریان بیش از حد می تواند مدار را در آمپر آسیب برساند.

the fuse rating is set at 15 amperes to protect the circuit.

فیوز در 15 آمپر تنظیم شده است تا از مدار محافظت کند.

an ampere meter measures electrical current in amperes.

یک آمپرمتر جریان الکتریکی را بر حسب آمپر اندازه گیری می کند.

the wire can safely handle 20 amperes of current.

سیم می تواند به طور ایمن 20 آمپر جریان را تحمل کند.

the power supply delivers a constant 5 amperes of output.

منبع تغذیه به طور مداوم 5 آمپر خروجی ارائه می دهد.

understanding amperes is crucial for electrical safety.

درک آمپر برای ایمنی الکتریکی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید