amygdalas

[ایالات متحده]/ˈæmɪɡ.dæl.əz/
[بریتانیا]/əˈmɪɡ.də.ləz/

ترجمه

n. ساختارهای بادام‌مانند در مغز که در پردازش احساسات، خاطرات و ترس دخیل هستند؛ لوزه‌ها، توده‌ای از بافت لنفاوی در پشت گلو؛ نوعی درخت بادام تلخ.

جملات نمونه

the amygdalae are small, almond-shaped structures in the brain.

آمیگدال‌ها ساختارهای کوچک، به شکل بادام در مغز هستند.

damage to the amygdala can lead to changes in emotional processing.

آسیب به آمیگدال می‌تواند منجر به تغییر در پردازش احساسات شود.

researchers studied the activity of the amygdalae during fear responses.

محققان فعالیت آمیگدال‌ها را در طول پاسخ‌های ترس بررسی کردند.

the amygdala plays a crucial role in our ability to experience emotions.

آمیگدال نقش مهمی در توانایی ما برای تجربه احساسات دارد.

stimulation of the amygdala can trigger feelings of fear or anxiety.

تحریک آمیگدال می‌تواند احساس ترس یا اضطراب را تحریک کند.

understanding the function of the amygdalae is important for treating mental health conditions.

درک عملکرد آمیگدال‌ها برای درمان مشکلات سلامت روان مهم است.

the amygdalae are interconnected with other brain regions involved in emotional regulation.

آمیگدال‌ها با سایر مناطق مغز درگیر در تنظیم عاطفی مرتبط هستند.

neuroscientists continue to investigate the complex workings of the amygdalae.

عصب‌شناسان به بررسی پیچیدگی‌های عملکرد آمیگدال‌ها ادامه می‌دهند.

amygdalar activation is associated with memories related to strong emotions.

فعال‌سازی آمیگدال با خاطرات مربوط به احساسات قوی مرتبط است.

the amygdalae are essential for processing social cues and recognizing facial expressions.

آمیگدال‌ها برای پردازش نشانه‌های اجتماعی و تشخیص عبارات چهره ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید