anosmias

[ایالات متحده]/ˌæn.oʊˈsmiːəs/
[بریتانیا]/ˌænoʊˈsmiːəz/

ترجمه

n. از دست دادن یا آسیب به حس بویایی.

جملات نمونه

the patient reported anosmias as one of their symptoms.

بیمار از دست رفتن حس بویایی به عنوان یکی از علائم خود گزارش داد.

anosmias can be a sign of an underlying medical condition.

از دست رفتن حس بویایی می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل پزشکی زمینه‌ای باشد.

the anosmias were temporary and resolved after treatment.

از دست رفتن حس بویایی موقتی بود و پس از درمان برطرف شد.

doctors investigate the cause of anosmias carefully.

پزشکان علت از دست رفتن حس بویایی را با دقت بررسی می‌کنند.

the virus can lead to anosmias as a side effect.

ویروس می‌تواند به عنوان یک عارضه جانبی منجر به از دست رفتن حس بویایی شود.

anosmias can affect a person's quality of life.

از دست رفتن حس بویایی می‌تواند بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

some people experience anosmias after head injuries.

برخی افراد پس از ضربه به سر دچار از دست رفتن حس بویایی می‌شوند.

the research focused on understanding the mechanisms of anosmias.

تحقیقات بر درک مکانیسم‌های از دست رفتن حس بویایی متمرکز بود.

anosmias can be caused by damage to the olfactory nerves.

از دست رفتن حس بویایی می‌تواند ناشی از آسیب به اعصاب بویایی باشد.

early diagnosis and treatment of anosmias are important.

تشخیص و درمان زودهنگام از دست رفتن حس بویایی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید