anti-orientalist

[ایالات متحده]/[ˌænti ˈɔːrɪən(t)əˌlɪst]/
[بریتانیا]/[ˌænti ˈɔːrɪən(t)əˌlɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که علیه اوریانتالیسم است، به ویژه نظریه ادوارد سید درباره اوریانتالیسم.
adj. مخالف یا نقاد اوریانتالیسم.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-orientalist perspective

نگاه ضد-اوریانتالیست

being anti-orientalist

بودن ضد-اوریانتالیست

anti-orientalist scholarship

آموزش ضد-اوریانتالیست

an anti-orientalist

یک ضد-اوریانتالیست

anti-orientalist arguments

حُجَج ضد-اوریانتالیست

anti-orientalist readings

خوانش‌های ضد-اوریانتالیست

became anti-orientalist

ضد-اوریانتالیست شد

anti-orientalist critique

انتقاد ضد-اوریانتالیست

جملات نمونه

the academic's anti-orientalist stance challenged conventional historical narratives.

ایستگاه ضد-اوریانتالیست این دانشمند نarratives تاریخی متعارف را چالش می‌پذیرد.

her anti-orientalist research focused on deconstructing western representations of asia.

پژوهش‌های ضد-اوریانتالیست او روی تجزیه و تحلیل نمایش‌های غربی از آسیا متمرکز بود.

we need an anti-orientalist perspective to understand the complexities of the region.

برای درک پیچیدگی‌های این منطقه، نیاز به یک دیدگاه ضد-اوریانتالیست داریم.

the film offered a refreshing anti-orientalist portrayal of japanese culture.

این فیلم یک نمایش تازه‌گویی ضد-اوریانتالیستی از فرهنگ ژاپن ارائه می‌دهد.

his anti-orientalist arguments questioned the validity of said's original thesis.

حُجَج ضد-اوریانتالیست او صحت فرضیه اصلی سید را به چالش می‌کشد.

the project aims to promote an anti-orientalist understanding among students.

این پروژه به افزایش درک ضد-اوریانتالیستی در میان دانشجویان می‌پردازد.

it's crucial to adopt an anti-orientalist approach when studying colonial history.

در مطالعه تاریخ استعمار، به کار گیری یک رویکرد ضد-اوریانتالیست ضروری است.

the author's anti-orientalist work critiques the power dynamics of cultural exchange.

کار ضد-اوریانتالیست نویسنده به تحلیل دینامیک قدرت در تبادل فرهنگی می‌پردازد.

a strong anti-orientalist framework is essential for fair historical analysis.

یک چارچوب قوی ضد-اوریانتالیست برای تحلیل تاریخی عادلانه ضروری است.

the museum exhibition presented an anti-orientalist view of chinese art.

این نمایشگاه یک دیدگاه ضد-اوریانتالیستی از هنر چینی ارائه می‌دهد.

we must cultivate an anti-orientalist consciousness to combat stereotypes.

برای مقابله با نمودارهای نادرست، باید آگاهی ضد-اوریانتالیستی را تقویت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید