antifreeze

[ایالات متحده]/ænˈtiːfriːz/
[بریتانیا]/ˌæn.t̬iːˈfriːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایعی که در موتورهای خودرو برای جلوگیری از یخ زدن خنک‌کننده استفاده می‌شود.
adj. مقاوم در برابر یخ زدن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

add more antifreeze

اضافه کردن ضد یخ بیشتر

antifreeze solution

محلول ضد یخ

antifreeze properties

ویژگی‌های ضد یخ

proper antifreeze concentration

غلظت مناسب ضد یخ

winterize with antifreeze

ضد یخ کردن برای فصل زمستان

antifreeze for cars

ضد یخ برای خودروها

جملات نمونه

the mechanic checked the car's antifreeze level.

مکانیک سطح ضد یخ خودرو را بررسی کرد.

it's important to use the correct type of antifreeze for your car.

استفاده از نوع مناسب ضد یخ برای خودروی شما مهم است.

adding antifreeze prevents the engine from freezing in cold weather.

افزودن ضد یخ از یخ زدن موتور در هوای سرد جلوگیری می کند.

the antifreeze was leaking from the radiator.

ضد یخ از رادیاتور نشت می کرد.

antifreeze helps to cool down the engine.

ضد یخ به خنک کردن موتور کمک می کند.

the mechanic advised me to top up the antifreeze.

مکانیک به من توصیه کرد سطح ضد یخ را بالا ببرم.

antifreeze is a crucial component for winter driving.

ضد یخ یک جزء حیاتی برای رانندگی در زمستان است.

never mix different types of antifreeze together.

هرگز انواع مختلف ضد یخ را با هم مخلوط نکنید.

the car's manual specifies the correct antifreeze to use.

دفترچه راهنمای خودرو نوع مناسبی از ضد یخ را برای استفاده مشخص می کند.

antifreeze helps prevent corrosion in the engine.

ضد یخ به جلوگیری از خوردگی در موتور کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید