apices

[ایالات متحده]/ˈeɪpʌɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈeɪpaɪˌsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین نقاط یا قله‌های چیزی.; جمع apex; نقاط، قله‌ها، یا بالاترین نقاط.; [پزشکی] انتهای نوک‌تیز یا سر چیزی.

جملات نمونه

the apices of the mountain range are covered in snow.

اوج‌های رشته کوه با برف پوشیده شده‌اند.

flowers bloom at the apices of the branches.

گل‌ها در نوک شاخه‌ها شکوفا می‌شوند.

the apices of the leaves are turning yellow in autumn.

سر شاخه‌ها در پاییز زرد می‌شوند.

she carefully observed the apices of the plants.

او با دقت نوک گیاهان را زیر نظر داشت.

the apices of the skyscrapers create a stunning skyline.

اوج آسمان‌خراش‌ها یک خط افق خیره‌کننده ایجاد می‌کند.

birds often nest at the apices of tall trees.

پرندگان اغلب در نوک درختان بلند لانه می‌سازند.

the apices of the waves crashed against the shore.

اوج امواج به ساحل برخورد کرد.

the artist painted the apices of the mountains with bright colors.

هنرمند نوک کوه‌ها را با رنگ‌های روشن نقاشی کرد.

at the apices of the trees, you can see the sky clearly.

در نوک درختان، می‌توانید به وضوح آسمان را ببینید.

he reached the apices of his career after many years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت به اوج حرفه خود رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید