appraisal

[ایالات متحده]/əˈpreɪzl/
[بریتانیا]/əˈpreɪzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برآورد، ارزیابی، سنجش.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

performance appraisal

ارزیابی عملکرد

employee appraisal

ارزیابی کارمندان

annual appraisal

ارزیابی سالانه

degree appraisal

ارزیابی درجه

real estate appraisal

ارزیابی املاک

assets appraisal

ارزیابی دارایی‌ها

project appraisal

ارزیابی پروژه

appraisal report

گزارش ارزیابی

land appraisal

ارزیابی زمین

investment appraisal

ارزیابی سرمایه‌گذاری

resource appraisal

ارزیابی منابع

staff appraisal

ارزیابی کارکنان

جملات نمونه

a forthright appraisal; forthright criticism.

ارزیابی رک و پوست کنده؛ انتقاد رک و پوست کنده.

detailed appraisal of a project

ارزیابی دقیق یک پروژه

a cold-eyed appraisal of the situation.

ارزیابی سرد و حسابگرانه از وضعیت.

What's your appraisal of the situation?

نظر شما در مورد وضعیت چیست؟

a hardheaded appraisal of the position

ارزیابی سخت‌سرانه از موقعیت

this is not a full critical appraisal but it will certainly do to be going on with.

این یک ارزیابی انتقادی کامل نیست، اما برای ادامه دادن کافی است.

The annual appraisal can either be a rewarding or panful experiene.

ارزیابی سالانه می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده یا دردناک باشد.

She gave us a realistic appraisal of our chances.

او یک ارزیابی واقع‌بینانه از شانس‌های ما به ما داد.

I see from your appraisal report that you have asked for training.

من از گزارش ارزیابی شما متوجه شدم که درخواست آموزش داده‌اید.

came to a level appraisal of the situation; keeps a level head in an emergency.

به ارزیابی سطح وضعیت رسید؛ در شرایط اضطراری آرامش خود را حفظ می‌کند.

For example, lack of performance feedback, the distempered system of performance appraisal, and unclear performance standard.

به عنوان مثال، فقدان بازخورد عملکرد، سیستم معیوب ارزیابی عملکرد و استاندارد عملکرد نامشخص.

In order to ensure safety in nuclear power plant,must according to capital construction procedure,complete one's work of prospecting,especially give and appraisal of paraclase.

به منظور اطمینان از ایمنی در نیروگاه هسته‌ای، باید طبق رویه ساخت‌وساز سرمایه، کار اکتشاف خود را تکمیل کرد، به ویژه ارزیابی پاراکلاز را انجام داد.

And the undercapitalize that the result that to its action appraisal is not worth now is building of state-owned to England house and service department.

و سرمایه‌گذاری ناکافی به این دلیل است که ارزیابی عملکرد آن اکنون ارزش ندارد، ساخت‌وساز خانه‌های دولتی و بخش خدمات به انگلستان است.

(5) by means of epagoge, discuss the relationship between government actions and performance indicators, and put forward an appraisal method of so-called “government actions-performance indicators”;

(5) با استفاده از اباگوگ، رابطه بین اقدامات دولتی و شاخص‌های عملکرد را مورد بحث قرار دهید و روشی برای ارزیابی آنچه به اصطلاح «اقدامات دولتی-شاخص‌های عملکرد» است، ارائه دهید؛

cut a minute piece off the ingot to assay it. In extended sensesappraise, assess, and assay can refer to any critical analysis or appraisal:

یک تکه کوچک از شمش را جدا کنید تا آن را آزمایش کنید. در معنای گسترده‌تر، ارزیابی، ارزیابی و آزمایش می‌تواند به هرگونه تحلیل یا ارزیابی انتقادانه اشاره کند:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید