appurtenance

[ایالات متحده]/ə'pɜːt(ɪ)nəns/
[بریتانیا]/ə'pɚtnəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضمیمه، ملحق، حق فرعی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

essential appurtenance

زایش ضروری

legal appurtenance

وابستگی قانونی

physical appurtenance

وابستگی فیزیکی

جملات نمونه

the appurtenances of consumer culture.

مناسبات فرهنگ مصرف‌کننده

Boiler's appurtenance: burners which will be suitable for the fuels of the boilers, water treatment devices, pumps, blowers, de-oxygenization devices, heaters, safety devices, water gages;

تجهیزات دیگ بخار: مشعل‌هایی که برای سوخت‌های دیگ‌ها مناسب هستند، دستگاه‌های تصفیه آب، پمپ‌ها، دمنده‌ها، دستگاه‌های حذف اکسیژن، گرم‌کن‌ها، دستگاه‌های ایمنی، نشانگرهای آب;

appurtenances of a castle

مناسبات یک قلعه

appurtenances of a business

مناسبات یک کسب و کار

appurtenances of a ship

مناسبات یک کشتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید