arabia

[ایالات متحده]/əˈreibjə/
[بریتانیا]/əˈrebiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبه جزیره عربی، بخش جنوب غربی آسیا.

عبارات و ترکیب‌ها

Arabian Peninsula

نیمه جزیره عربستان

saudi arabia

عربستان سعودی

arabia felix

اعرابیا فلیكس

arabian nights

شب‌های عربی

arabian peninsula

نیمه جزیره عربستان

arabian desert

بيابان عربستان

arabia's history

تاریخ عربستان

arabian culture

فرهنگ عربی

ancient arabia

اعراب باستان

travel to arabia

سفر به عربستان

explore arabia

كشف عربستان

جملات نمونه

arabia is known for its vast deserts.

عربستان به خاطر بیابان‌های وسیعش شناخته شده است.

many ancient civilizations thrived in arabia.

تعدادی از تمدن‌های باستانی در عربستان رونق داشتند.

oil production is a major industry in arabia.

تولید نفت یک صنعت بزرگ در عربستان است.

arabia has a rich cultural heritage.

عربستان دارای میراث فرهنگی غنی است.

the arabian peninsula is home to many unique species.

نیمه جزیره عربستان زیستگاه بسیاری از گونه‌های منحصر به فرد است.

arabic is the official language of arabia.

عربی زبان رسمی عربستان است.

tourism is growing rapidly in arabia.

گردشگری به سرعت در حال رشد در عربستان است.

arabia's history dates back thousands of years.

تاریخ عربستان به هزاران سال قبل بازمی گردد.

many people visit arabia for its historical sites.

بسیاری از مردم برای بازدید از مکان های تاریخی به عربستان سفر می کنند.

arabia has a diverse landscape, from mountains to beaches.

عربستان دارای مناظر متنوعی از کوه ها تا سواحل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید