arboriculture

[ایالات متحده]/ˈɑːrbɪkʌltʃər/
[بریتانیا]/ˌɑːrˌbɔːr.kəlˈtʃʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشت درختان و درختچه‌ها؛ عمل رشد و مراقبت از درختان.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arboriculture practices

روش‌های مرتبط با درساختارستان

urban arboriculture specialist

متخصص درساختارستان شهری

importance of arboriculture

اهمیت درساختارستان

arboriculture techniques

تکنیک‌های درساختارستان

modern arboriculture methods

روش‌های مدرن درساختارستان

arboriculture research projects

پروژه‌های تحقیقاتی درساختارستان

جملات نمونه

arboriculture plays a vital role in urban planning.

باغبانی شهری نقش حیاتی در برنامه ریزی شهری ایفا می کند.

studying arboriculture can lead to a rewarding career.

مطالعه باغبانی شهری می تواند منجر به شغلی پرمعنا شود.

he is passionate about arboriculture and tree preservation.

او نسبت به باغبانی شهری و حفظ درختان مشتاق است.

many universities offer degrees in arboriculture.

بسیاری از دانشگاه ها مدرک تحصیلی در باغبانی شهری ارائه می دهند.

arboriculture techniques can improve tree health.

تکنیک های باغبانی شهری می توانند سلامت درختان را بهبود بخشند.

she attended a workshop on arboriculture practices.

او در یک کارگاه آموزشی در مورد شیوه های باغبانی شهری شرکت کرد.

effective arboriculture requires knowledge of plant biology.

باغبانی شهری موثر به دانش زیست شناسی گیاهان نیاز دارد.

community programs often promote arboriculture awareness.

برنامه های جامعه اغلب آگاهی از باغبانی شهری را ترویج می کنند.

arboriculture is essential for maintaining biodiversity.

باغبانی شهری برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

he volunteers for an arboriculture organization in his city.

او به عنوان داوطلب برای یک سازمان باغبانی شهری در شهر خود فعالیت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید