arborist

[ایالات متحده]/ˈɑːrbərɪst/
[بریتانیا]/ˈɑːr.bə.rɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که درختان را کشت، مدیریت یا مطالعه می‌کند.; یک کارشناس در زمینه درخت‌کاری.; یک دانشمند که درختان را تحقیق می‌کند.
Word Forms
جمعarborists

عبارات و ترکیب‌ها

consult an arborist

مشورت با یک درخت‌شناس

certified arborist

درخت‌شناس دارای گواهینامه

arborist services

خدمات درخت‌شناسی

tree care arborist

درخت‌شناس مراقبت از درخت

arborist report

گزارش درخت‌شناسی

hire an arborist

استخدام یک درخت‌شناس

arborist association

انجمن درخت‌شناسان

urban arborist

درخت‌شناس شهری

arborist tools

ابزارهای درخت‌شناسی

جملات نمونه

an arborist can help maintain the health of your trees.

یک درخت‌شناس می‌تواند به حفظ سلامت درختان شما کمک کند.

hiring an arborist is essential for proper tree care.

استخدام یک درخت‌شناس برای مراقبت صحیح از درختان ضروری است.

the arborist assessed the damage after the storm.

درخت‌شناس خسارت را پس از طوفان ارزیابی کرد.

an experienced arborist understands tree biology.

یک درخت‌شناس با تجربه درک بیولوژی درخت را دارد.

consulting an arborist can prevent future tree problems.

مشورت با یک درخت‌شناس می‌تواند از بروز مشکلات آینده درختان جلوگیری کند.

the arborist recommended pruning the old branches.

درخت‌شناس هرس شاخه‌های قدیمی را توصیه کرد.

many homeowners rely on an arborist for tree health advice.

بسیاری از صاحبان خانه برای مشاوره در مورد سلامت درختان به یک درخت‌شناس اعتماد می‌کنند.

training as an arborist requires specialized knowledge.

آموزش به عنوان یک درخت‌شناس نیاز به دانش تخصصی دارد.

arborists often use specialized equipment for tree care.

درخت‌شناسان اغلب از تجهیزات تخصصی برای مراقبت از درختان استفاده می‌کنند.

finding a certified arborist is important for your project.

پیدا کردن یک درخت‌شناس دارای گواهینامه برای پروژه شما مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید