ascenseur

[ایالات متحده]/ɑːˈsɛ̃.ze/
[بریتانیا]/a-sen-zər/

ترجمه

n. آسانسور یا بالابر.

جملات نمونه

the ascenseur is out of order today.

درست است که امروز آسانسور از سرویس خارج است.

please take the ascenseur to the fifth floor.

لطفاً با آسانسور به طبقه پنجم بروید.

we waited for the ascenseur for ten minutes.

ما ده دقیقه برای آسانسور منتظر ماندیم.

the hotel has a modern ascenseur.

هتل دارای آسانسوری مدرن است.

there are stairs next to the ascenseur.

پله‌هایی در کنار آسانسور وجود دارد.

he prefers the ascenseur over the stairs.

او ترجیح می‌دهد از آسانسور به جای پله‌ها استفاده کند.

always wait for the ascenseur doors to open.

همیشه منتظر باز شدن درهای آسانسور باشید.

the ascenseur is very crowded during rush hour.

در ساعات شلوغی، آسانسور بسیار شلوغ است.

she pressed the button for the ascenseur.

او دکمه آسانسور را فشار داد.

they installed a new ascenseur in the building.

آنها یک آسانسور جدید در ساختمان نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید