ashtray

[ایالات متحده]/'æʃtreɪ/
[بریتانیا]/'æʃtre/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیرسیگاری
Word Forms
جمعashtrays

جملات نمونه

an ashtray full of cigarette ends.

یک زیرسیگاری پر از ته سیگار

the ashtray was crammed with cigarette butts.

زیرسیگاری پر از ته سیگار بود.

the ashtray by the bed was crammed with cigarette butts.

زیرسیگاری کنار تختخواب پر از ته سیگار بود.

a nifty bit of sleight of hand got the ashtray into the correct position.

یک حرکت ماهرانه زیرسیگاری را در موقعیت صحیح قرار داد.

filched an ashtray from the restaurant;

یک زیرسیگاری از رستوران دزدید.

He flicked ash into the ashtray.

او خاکستر را در جا سیگاری انداخت.

He knocked out his pipe in the big glass ashtray.

او پیپ خود را در زیرسیگاری شیشه‌ای بزرگ دود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید