assailments

[ایالات متحده]/əˈseɪlmənts/
[بریتانیا]/əˈseɪlmənts/

ترجمه

n. یک سری حملات یا اقدامات خشونت آمیز علیه کسی یا چیزی.

جملات نمونه

he faced many assailments during his career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود با حملات زیادی روبرو شد.

her mental strength helped her withstand the assailments of critics.

قدرت ذهنی او به او کمک کرد تا حملات منتقدان را تحمل کند.

the assailments from the media were relentless.

حملات از رسانه ها بی وقفه بود.

he wrote a book about the assailments she endured.

او در مورد حملاتی که متحمل شد، کتابی نوشت.

despite the assailments, she remained optimistic.

با وجود حملات، او خوش بین ماند.

they were prepared for the assailments that would come their way.

آنها برای حملاتی که ممکن بود به سمت آنها بیاید، آماده بودند.

the assailments of the storm caused significant damage.

حملات طوفان باعث خسارت قابل توجهی شد.

his resilience helped him recover from the assailments of life.

تحمل او به او کمک کرد تا از حملات زندگی بهبود یابد.

many people rallied to support her against the assailments.

بسیاری از مردم برای حمایت از او در برابر حملات متحد شدند.

they documented the assailments faced by the community.

آنها حملاتی که جامعه با آن روبرو شد را مستند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید