astuteness

[ایالات متحده]/əs'tju:tnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیزبینی، هوش
Word Forms

جملات نمونه

Retirement assets such as individual retirement accounts cannot be used to secure loans , but even they may indirectly count in a borrower's favor as evidence of astuteness .

دارایی‌های بازنشستگی مانند حساب‌های بازنشستگی فردی نمی‌توانند برای تأمین وام استفاده شوند، اما حتی آنها نیز ممکن است به طور غیرمستقیم به نفع وام‌گیرنده به عنوان شاهدی بر زیرکی مورد توجه قرار گیرند.

His astuteness in business negotiations helped him secure a favorable deal.

زیرکی او در مذاکرات تجاری به او کمک کرد تا یک معامله مطلوب به دست آورد.

She demonstrated great astuteness in solving the complex problem.

او در حل مشکل پیچیده، زیرکی فوق العاده ای نشان داد.

The detective's astuteness led to the quick capture of the criminal.

زیرکی کارآگاه منجر به دستگیری سریع مجرم شد.

Astuteness is a valuable quality in the field of strategic planning.

زیرکی یک ویژگی ارزشمند در زمینه برنامه ریزی استراتژیک است.

Her astuteness in reading people's emotions made her a skilled therapist.

زیرکی او در خواندن احساسات مردم، او را به یک درمانگر ماهر تبدیل کرد.

The politician's astuteness in addressing public concerns won him support from the voters.

زیرکی سیاستمدار در رسیدگی به نگرانی‌های عمومی، او را از حمایت رای‌دهندگان برخوردار کرد.

Astuteness is often required in making important decisions under pressure.

زیرکی اغلب در تصمیم گیری های مهم تحت فشار مورد نیاز است.

The CEO's astuteness in spotting market trends helped the company stay ahead of competitors.

زیرکی مدیرعامل در شناسایی روند بازار به شرکت کمک کرد تا از رقبا پیشی بگیرد.

Astuteness is a key attribute for successful entrepreneurs.

زیرکی یک ویژگی کلیدی برای کارآفرینان موفق است.

The teacher's astuteness in identifying students' strengths and weaknesses improved academic performance.

زیرکی معلم در شناسایی نقاط قوت و ضعف دانش آموزان، عملکرد تحصیلی را بهبود بخشید.

نمونه‌های واقعی

Jessica nodded at the astuteness of the question.

جِسی‌کا در نشان دادن هوش و ذکاوت سؤال سر تکان داد.

منبع: "Dune" audiobook

Not even the astuteness of the first Capilano ever discovered their destination.

حتی هوش و ذکاوت اولین کاپیلانو هم نتوانست مقصد آن‌ها را کشف کند.

منبع: Vancouver Legend

But there's a particular emphasis in this word on what we would call shrewdness or astuteness.

اما در این کلمه تأکید ویژه‌ای وجود دارد بر آنچه ما هوشمندی یا ذکاوت می‌نامیم.

منبع: 2010 English Cafe

They were not the eyes of a coward, but of some one much too clever to take risks; and my gorge rose at their look of base astuteness.

چشم‌هایشان چشم‌های یک ترسو نبود، بلکه چشم‌های کسی بود که خیلی باهوش بود و نمی‌خواست ریسک کند؛ و معده‌ام از نگاه آن‌ها به ذکاوت پستشان منزجر شد.

منبع: People and Ghosts (Part 2)

Keeping a suspicious eye upon him, for I paid Poirot the compliment of knowing that I was no match for him in astuteness, I relaxed my grip, and he sank into an arm-chair, feeling his arms tenderly.

در حالی که با حالتی مشکوک به او نگاه می‌کردم، زیرا به پوآرو ادای احترام می‌کردم و می‌دانستم که در برابر او در ذکاوت حرفی برای گفتن ندارم، دستم را شل کردم و او در یک صندلی فرو رفت و با حالتی ملایم به دست‌هایش نگاه کرد.

منبع: Murder at the golf course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید