asymptotic

[ایالات متحده]/ˌæsimp'tɔtik,-kəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌طور دلخواه به یک مقدار یا منحنی نزدیک شدن، به‌طور فزاینده‌ای نزدیک‌تر شدن، اما هرگز به‌طور واقعی به آن نرسیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

asymptotic behavior

رفتار مجانبی

asymptotic analysis

تجزیه و تحلیل مجانبی

asymptotic limit

حد مجانبی

asymptotic stability

پایداری مجانبی

asymptotic expansion

گسترش مجانبی

asymptotic solution

راه حل مجانبی

asymptotic property

خاصیت مجانبی

asymptotic distribution

توزیع مجانبی

asymptotic formula

فرمول مجانبی

asymptotic theory

نظریه مجانبی

جملات نمونه

The function approaches an asymptotic limit.

تابع به یک حد مجانبی نزدیک می‌شود.

The two lines are asymptotic to each other.

دو خط به یکدیگر مجانبی هستند.

The growth is asymptotic to a straight line.

رشد به یک خط مستقیم مجانبی است.

The curve has an asymptotic behavior at infinity.

منحنی در بی‌نهایت رفتار مجانبی دارد.

The population growth rate is asymptotic.

نرخ رشد جمعیت مجانبی است.

The price of the stock is asymptotic to zero.

قیمت سهام به صفر مجانبی است.

The algorithm has an asymptotic time complexity.

الگوریتم دارای پیچیدگی زمانی مجانبی است.

The distance between the two points is asymptotic.

فاصله بین دو نقطه مجانبی است.

The error rate approaches an asymptotic value.

نرخ خطا به یک مقدار مجانبی نزدیک می‌شود.

The function has an asymptotic behavior near zero.

تابع در نزدیکی صفر رفتار مجانبی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید