attestors

[ایالات متحده]/ˈætɛstərz/
[بریتانیا]/ˌæテストrz/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را به عنوان حقیقت تأیید یا گواهی می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

attestors of authenticity

گواهی‌کنندگان اصالت

independent attestors

گواهی‌کنندگان مستقل

designated attestors

گواهی‌کنندگان تعیین‌شده

certified attestors

گواهی‌کنندگان دارای گواهی

multiple attestors required

چندین گواهی‌کننده مورد نیاز است

sworn attestors

گواهی‌کنندگان قسم‌خورده

competent attestors

گواهی‌کنندگان شایسته

trusted attestors

گواهی‌کنندگان مورد اعتماد

appointed attestors

گواهی‌کنندگان منصوب‌شده

authorized attestors

گواهی‌کنندگان مجاز

جملات نمونه

attestors play a crucial role in verifying the authenticity of documents.

تأییدکنندگان نقش مهمی در تأیید اصالت اسناد ایفا می‌کنند.

the attestors signed the agreement to confirm its validity.

تأییدکنندگان قرارداد را برای تأیید اعتبار آن امضا کردند.

we need reliable attestors to support our claims.

ما به تأییدکنندگانی قابل اعتماد برای حمایت از ادعای خود نیاز داریم.

attestors are essential for ensuring the integrity of the process.

تأییدکنندگان برای اطمینان از یکپارچگی فرآیند ضروری هستند.

the company hired professional attestors for the audit.

شرکت برای حسابرسی، تأییدکنندگان حرفه‌ای استخدام کرد.

without attestors, the project's credibility may be questioned.

بدون تأییدکنندگان، اعتبار پروژه ممکن است زیر سوال برود.

attestors must be impartial and independent in their assessments.

تأییدکنندگان باید در ارزیابی‌های خود بی‌طرف و مستقل باشند.

we require attestors to validate the results of the study.

ما نیاز داریم که تأییدکنندگانی نتایج مطالعه را تأیید کنند.

attestors can provide valuable insights during the verification process.

تأییدکنندگان می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در طول فرآیند تأیید ارائه دهند.

the role of attestors is becoming increasingly important in our industry.

نقش تأییدکنندگان به طور فزاینده‌ای در صنعت ما مهم می‌شود.

the attestors verified the authenticity of the documents.

تأییدکنندگان اصالت اسناد را تأیید کردند.

we need reliable attestors for the contract signing.

ما به تأییدکنندگانی قابل اعتماد برای امضای قرارداد نیاز داریم.

the attestors played a crucial role in the verification process.

تأییدکنندگان نقش مهمی در فرآیند تأیید ایفا کردند.

attestors are essential for ensuring trust in the system.

تأییدکنندگان برای اطمینان از اعتماد به سیستم ضروری هستند.

she served as one of the attestors during the ceremony.

او در طول مراسم به عنوان یکی از تأییدکنندگان خدمت کرد.

the attestors' signatures were required on the final document.

امضای تأییدکنندگان در سند نهایی مورد نیاز بود.

attestors must be impartial and trustworthy individuals.

تأییدکنندگان باید افراد بی‌طرف و مورد اعتماد باشند.

we called upon several attestors to witness the event.

ما از چندین تأییدکننده خواستیم تا در این رویداد حضور داشته باشند.

the role of attestors is vital in legal proceedings.

نقش تأییدکنندگان در تشریفات قانونی حیاتی است.

attestors can help prevent fraud in transactions.

تأییدکنندگان می‌توانند به جلوگیری از تقلب در معاملات کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید