attractively

[ایالات متحده]/ə'træktivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه ای دلپذیر یا جذاب

جملات نمونه

The goods for sale were attractively laid out.

کالاها به صورت جذاب و دلپذیر به نمایش گذاشته شده بودند.

She dressed attractively for the party.

او به شکل جذاب برای مهمانی لباس پوشیده بود.

The store displays its products attractively.

فروشگاه محصولات خود را به شکل جذاب به نمایش می‌گذارد.

He spoke attractively about his new business venture.

او به شکل جذاب درباره کسب و کار جدید خود صحبت کرد.

The hotel is attractively located near the beach.

هتل به شکل جذابی در نزدیکی ساحل واقع شده است.

The brochure was attractively designed.

بروشور به شکل جذابی طراحی شده بود.

She smiled attractively at him.

او به شکل جذابی به او لبخند زد.

The art gallery is attractively decorated.

گالری هنری به شکل جذابی تزئین شده است.

The website is attractively laid out.

وب سایت به شکل جذابی طراحی شده است.

The new restaurant is attractively furnished.

رستوران جدید به شکل جذابی مبلمان شده است.

The garden is attractively landscaped.

باغ به شکل جذابی محوطه‌سازی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید